تعداد کل الکترون‌ها و پروتون‌ها در کل جهان

«من باور دارم که مجموعاً
۱۵۷۴۷۷۲۴۱۳۶۲۷۵۰۰۲۵۷۷۶۰۵۶۵۳۹۶۱۱۸۱۵۵۵۴۶۸۰۴۴۷۱۷۹۱۴۵۲۷۱۱۶۷۰۹۳۶۶۲۳۱۴۲۵۰۷۶۱۸۵۶۳۱۰۳۱۲۹۶
عدد پروتون در عالم هستی وجود دارد. تعداد الکترون‌ها هم همین‌قدر است.»

این عبارت، جملهٔ آغازین فصل ۱۱ کتاب فلسفهٔ علم فیزیک، نوشتهٔ سر آرتور استنلی ادینگتون است (+). البته این حرف‌ها، پیش از این که به شکل کتاب منتشر شوند، در یک سخنرانی گفته شده‌اند. ادینگتون در این فصل دربارهٔ مفهوم «شمارش‌ناپذیری» حرف می‌زند و توضیح می‌دهد که چه چیزهایی شمارش‌ناپذیرند.

این فصل از کتاب، درست مانند بقیهٔ فصول آن،‌ کاملاً فیزیکی-فلسفی و علمی و جدی است. بنابراین ادینگتون می‌توانست مثل بسیاری از نویسندگان جدی دانشگاهی، متن خود را با «تعریف شمارش‌ناپذیری» شروع کند. اما مشخصاً او پیش از سخنرانی و زمان نوشتن متن حرف‌هایش، مدتی فکر کرده که تأثیرگذارترین جمله برای شروع متن چیست؟ جملهٔ اول چه باید باشد که مطمئن شوم خواننده، جملهٔ‌ دوم را هم خواهد خواند؟

اگر خواننده‌ها حوصلهٔ کتاب‌ خواندن یا شنیدن سخنرانی‌ها را ندارند، بخشی از مشکل را هم باید در نویسندگان و سخنوران جستجو کرد. وقت گذاشتن برای این ظرافت‌ها، از حوصلهٔ بسیاری از آن‌ها خارج است و برایشان راحت‌تر است که خواننده را به بی‌حوصلگی متهم کنند.

یکی از درس‌های تسلط کلامی و چالش نوشتن در متمم، به این موضوع اختصاص یافته که روش مناسب شروع متن (نوشته یا سخنرانی) چیست. آن درس می‌تواند مکمل مناسبی برای این بحث باشد:

روش شروع متن

#نقل قول  #نوشتن  #نویسندگی

چه شد که نوشتن را شروع کردید؟ پاسخ گابریل گارسیا مارکز

«نوشتن را کاملاً اتفاقی شروع کردم،

شاید به این منظور که می‌خواستم به دوستی ثابت کنم

نسل من هم می‌تواند نویسندگانی خلق کند؛

اما بعد در این دام افتادم که دیدم در این دنیا چیزی را به اندازهٔ نوشتن دوست ندارم.»

مصاحبه با مارکز | بخشی از کتاب «خود نوشتن» | احمد اخوت

حرف مارکز را چه «یک توصیف واقعی از روند نویسنده شدنش» در نظر بگیریم و چه «پاسخی متواضعانه به دوست صمیمی‌اش پلینیو مندوزا»، در هر دو صورت می‌تواند آموزنده باشد.

مجموعه درس‌های «چالش نوشتن» در متمم، به اصل و حاشیه‌های نوشتن پرداخته‌اند:

چالش نوشتن

#نقل قول