کلمات
تکسترورت | آيا به واژهٔ Textrovert نیاز داریم؟
۳ اسفند, ۱۴۰۰    |  کلماتهمهٔ ما کسانی را میشناسیم که درونگرا (Introvert) یا برونگرا (Extrovert) هستند. اما با ظهور تکنولوژیهای جدید ارتباطی و نرمافزارهای پیامرسان، دستهٔ سومی هم پیدا شدهاند که به راحتی نمیتوان آنها را در یکی از دو گروه درونگرا و برونگرا گنجاند.
این دستهٔ سوم کسانی هستند که وقتی از طریق پیام و پیامک با آنها حرف میزنید، به سادگی حرف میزنند و رابطه میسازند. به همین علت کاملاً اجتماعی و برونگرا به نظر میرسند. اما وقتی از نزدیک با آنها رو به رو میشوید، میبینید معذب و خجالتی هستند و تعامل فیزیکی چندان به آنها انرژی نمیدهد.
چند سالی است که اصطلاح تکسترورت (Textrovert) برای این گروه رواج یافته است؛ کسانی که ترجیح اولشان نه دنیای درون و نه دنیای بیرون، بلکه دنیای گفتگوی متنی است.
آیا به چنین واژهای نیاز داریم؟ آیا واژه و اصطلاح دیگری نداشتهایم که این ویژگی را بیان کند؟
نمیتوان به صورت قطعی به این سوال پاسخ داد. اما میتوان گفت Textrovert هنوز آنقدر فراگیر نشده است. یا به این علت که مردم نیازی به چنین واژهای نداشتهاند و یا از این رو که نمیدانستهاند چنین اصطلاحی وجود دارد.
تکسترورت را معمولاً با کتابی به همین نام میشناسند که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است (+). اما بررسیهای ما نشان داد که این واژه حداقل از سال ۲۰۱۰ وجود داشته است (+).
وجود این شکل از ترجیحات ارتباطی و فراگیر شدن رابطههای دیجیتال به جای رابطههای فیزیکی، الگوهای رفتاری جدیدی را هم به وجود آورده که لازم است آنها را بشناسیم و درک کنیم. یکی از این الگوها Ghosting است. به این معنا که کسی با شما در فضای آنلاین دوست میشود و بعد ناگهان شما را در همه جا بلاک کرده یا آیدی خودش را حذف میکند و ناپدید میشود.
در این باره میتوانید در متمم بیشتر بخوانید:
گوستینگ (قطع ناگهانی رابطه عاطفی)
#خودشناسی #دوستی #روانشناسی #سواد دیجیتال #واژهها
تفاوت انگلیسی بریتیش و امریکن | نوح وبستر به دنبال سادگی بود
۲۰ آذر, ۱۴۰۰    |  زبان انگلیسی, کلماتسبک نگارش زبان انگلیسی تا حدود دو قرن پیش یکپارچه نبود و افراد و فرهنگهای مختلف سلیقهٔ خود را در آن دخیل میکردند. قرن نوزدهم را میتوان شروع دورهای دانست که نویسندگان کوشیدند به خط انگلیسی سر و سامان دهند.
البته این کار نه با بودجههای دولتی و تأسیس فرهنگستانها، بلکه با زحمت صاحبنظران و اندیشمندانی شروع شد که دغدغهٔ زبان و رسمالخط داشتند.
در قلمرو بریتانیا اغلب واژهنامهها به سمت دیکشنری ساموئل جانسون (اولین انتشار: ۱۷۵۵) رفتند. جانسون با توجه به این واقعیت که زبان انگلیسی در آلمانی و فرانسوی ریشه دارد، دیکتههای پیچیدهٔ این زبانها را پذیرفت. برای مدل ذهنی فرانسوی که در نگارش کلمات حرفهای بسیاری به کار میبرند و تعداد کمی را میخوانند (پژو را با Peugeot مقایسه کنید) پذیرش این موضوع که در Colour یک حرف u بیخاصیت باشد چندان دشوار نیست.
اما نوح وبستر – کسی که او را با موسسهٔ Merriam Webster میشناسیم – به اصلاح رسمالخط علاقه داشت.
- چرا باید زندان را به شکل gaol بنویسیم و «جِیل» بخوانیم؟ منطقیتر است آن را به شکل Jail بنویسیم.
- حرف k در آخر publick کاملاً اضافی است. راحتتر است این کلمه و کلمات مشابه را به صورت public بنویسیم.
- وقتی traveling کاملاً منظور را میرساند و تلفظ آن هم مشخص است، نوشتن به صورت travelling ضرورت ندارد.
- چرا colour و favour را با u اضافه بنویسیم؟ وقتی این حرف خوانده نمیشود، color و favor منطقیتر است.
امروزه افراد بسیاری از تلاشهای وبستر که به عنوان Spelling Reform شناخته میشود اطلاع ندارند. اما حاصل کار وبستر، یک رسمالخط شفاف و نسبتاً یکپارچه در انگلیسی آمریکایی است که خواندن و نوشتن را – نسبت به انگلیسی بریتیش – سادهتر کرده است.
ما در درس فعل cancel از سلسله درسهای افعال پرکاربرد انگلیسی صرفاً در یک جمله توضیح دادیم که cancelled نگارش بریتیش و canceled نگارش آمریکایی است. اما به داستان پشت آن اشاره نکردیم. امیدواریم این مطلب کوتاه انگیزهٔ شما را برای مطالعه دربارهٔ جنبشهای اصلاح نگارش (چه در فارسی و چه انگلیسی) بیشتر کند.
خوانش | این کلمه را به جای خواندن به کار نبریم
۶ آذر, ۱۴۰۰    |  کلماتدر سالهای اخیر استفاده از واژهٔ خوانش بسیار رواج یافته و کسانی که با فرهنگ و ادبیات آشنا نیستند اما میخواهند چهرهٔ چنین چهرهای را از خود نشان دهند، این واژه را به جای خواندن به کار میبرند.
مثلاً میبینیم که میگویند:
- آقا/خانم … خوانش بسیار زیبایی از این شعر داشتهاند که میتوانید فایل صوتی آن را از کانال تلگرامشان دانلود کنید
- این هفته برای خوانش گروهی کتاب صادق هدایت دور هم جمع میشویم
- این جلسه را با خوانش شعر شب مهتابی از استاد فریدون مشیری آغاز میکنیم.
- خوانش مقالهٔ … به خاطر مفاهیم پیچیدهای که در آن مطرح شده آسان نیست
اگر خوانش واژهای بیکاربرد بود و معنای دیگری نداشت، این شکل استفاده از آن قابلتحملتر بود. اما مشکل اینجاست که معنی خوانش چیز دیگری است. خوانش به «رویکردی که در خواندن به کار میرود» اشاره میکند و پیش از اینکه اصطلاح خوانش رواج پیدا کند، ما در فارسی از واژهٔ عربی قرائت استفاده میکردیم. مثلاً میگفتیم:
- قرائت گروه داعش از متون اسلامی بسیار بنیادگرایانه است
- قرائت اقتصادی از یک متن اجتماعی میتواند گمراهکننده باشد
- این نویسنده، قرائت متفاوتی از آثار آلبر کامو ارائه کرده است
کسانی که ترجیح میدهند از واژهٔ قرائت استفاده نکنند، به سراغ خوانش رفتهاند. بنابراین اگر فردی به سراغ شعر حافظ یا سعدی میرود و چند بیت از آن را میخواند، خوانش انجام نشده است. خوانش را صاحبنظری انجام میدهد که مثلاً به سراغ اشعار خیام میرود و یک خوانش ماتریالیستی یا خوانش معنوی از اشعار او عرضه میکند.
پس اگر گفتند در نوشتههای این تحلیلگر یا نویسنده، با شکل متفاوتی از خوانش متن مواجه هستیم، منظورشان این نیست لحن صدایش تغییر کرده است، بلکه با رویکردی دیگر به متن نگاه کرده و معنای متفاوتی از آن استخراج کرده است.
امیدواریم با توضیحاتی که دربارهٔ معنی خوانش دادیم، بیشتر از پیش به فرق خواندن و خوانش توجه کنید.