فارغ یا فارق؟ | فارق معمولاً غلط است

در بررسی آماری چندصدهزار نظر ثبت شده در متمم به نتیجه رسیدیم که در بیش از ۱۵٪ موارد، دوستان متممی کلمهٔ فارغ را به اشتباه به شکل فارق نوشته‌اند.

واژه‌نامه‌ها به ما می‌گویند که هر دو کلمهٔ فارغ و فارق درست هستند و باید ببینید معنای مد نظر شما چیست. اما واژهٔ فارق با ریشهٔ معنایی «فاصله افتادن و جدا شدن» (هم‌خانواده با فرق و فرقه) در فارسی رایج نیست. معدود مواردی هم که فارسی‌زبانان از فارق استفاده کرده‌اند، در جمله‌ها و اشعار عربی‌شان بوده است. مثلاً سعدی می‌گوید:

«من مات لاتبکوا علیه ترحما / و ابکوا لحی فارق المتألفا»

به جای این که بر کسی که مرده، از روی ترحم و دل‌سوزی بگریید، بر کسی گریه کنید که از مونس و دلدارش جدا افتاده است.

از آن‌جا که بعید است ما و شما در گفتگوهای روزمره از چنین تعبیرهایی استفاده کنیم، هر جا شک داشتید بهتر است از همان واژهٔ فارغ استفاده کنید:

فارغ‌التحصیل، فراغ بال، فارغ از این که …

توضیح: «قیاس مع الفارق» یک مورد استثنائی است که هم در فارسی رواج دارد و هم با ق نوشته می‌شود.

ما برخی از اشتباه‌های نگارشی پرتکرار دوستان متممی را فهرست کرده‌ و منتشر کرده‌ایم. مرور این فهرست ممکن است برایتان مفید باشد:

برخی از اشتباهات رایج در نگارش کلمات

#کلمات

تفاوت انگلیسی بریتیش و امریکن | نوح وبستر به دنبال سادگی بود

سبک نگارش زبان انگلیسی تا حدود دو قرن پیش یکپارچه نبود و افراد و فرهنگ‌های مختلف سلیقهٔ خود را در آن دخیل می‌کردند. قرن نوزدهم را می‌توان شروع دوره‌ای دانست که نویسندگان کوشیدند به خط انگلیسی سر و سامان دهند.

البته این کار نه با بودجه‌های دولتی و تأسیس فرهنگستان‌ها، بلکه با زحمت صاحب‌نظران و اندیشمندانی شروع شد که دغدغهٔ زبان و رسم‌‌الخط داشتند.

در قلمرو بریتانیا اغلب واژه‌نامه‌ها به سمت دیکشنری ساموئل جانسون (اولین انتشار: ۱۷۵۵) رفتند. جانسون با توجه به این واقعیت که زبان انگلیسی در آلمانی و فرانسوی ریشه دارد، دیکته‌های پیچیدهٔ این زبان‌ها را پذیرفت. برای مدل ذهنی فرانسوی که در نگارش کلمات حرف‌های بسیاری به کار می‌برند و تعداد کمی را می‌خوانند (پژو را با Peugeot مقایسه کنید) پذیرش این موضوع که در Colour یک حرف u بی‌خاصیت باشد چندان دشوار نیست.

اما نوح وبستر – کسی که او را با موسسهٔ Merriam Webster می‌شناسیم – به اصلاح رسم‌الخط علاقه داشت.

او می‌گفت (+/+):

  • چرا باید زندان را به شکل gaol بنویسیم و «جِیل» بخوانیم؟ منطقی‌تر است آن را به شکل Jail بنویسیم.
  • حرف k در آخر publick کاملاً اضافی است. راحت‌تر است این کلمه و کلمات مشابه را به صورت public بنویسیم.
  • وقتی traveling کاملاً منظور را می‌رساند و تلفظ آن هم مشخص است، نوشتن به صورت travelling ضرورت ندارد.
  • چرا colour و favour را با u اضافه بنویسیم؟ وقتی این حرف خوانده نمی‌شود، color و favor منطقی‌تر است.

امروزه افراد بسیاری از تلاش‌های وبستر که به عنوان Spelling Reform شناخته می‌شود اطلاع ندارند. اما حاصل کار وبستر، یک رسم‌الخط شفاف و نسبتاً یکپارچه در انگلیسی آمریکایی است که خواندن و نوشتن را – نسبت به انگلیسی بریتیش – ساده‌تر کرده است.

ما در درس فعل cancel از سلسله درس‌های افعال پرکاربرد انگلیسی صرفاً در یک جمله توضیح دادیم که cancelled نگارش بریتیش و canceled نگارش آمریکایی است. اما به داستان پشت آن اشاره نکردیم. امیدواریم این مطلب کوتاه انگیزهٔ شما را برای مطالعه دربارهٔ جنبش‌های اصلاح نگارش (چه در فارسی و چه انگلیسی) بیشتر کند.

فعل cancel

افعال پرکاربرد انگلیسی

#زبان انگلیسی #کلمات

خوانش | این کلمه را به جای خواندن به کار نبریم

در سال‌های اخیر استفاده از واژهٔ خوانش بسیار رواج یافته و کسانی که با فرهنگ و ادبیات آشنا نیستند اما می‌خواهند چهرهٔ چنین چهره‌ای را از خود نشان دهند، این واژه را به جای خواندن به کار می‌برند.

مثلاً می‌بینیم که می‌گویند:

  • آقا/خانم … خوانش بسیار زیبایی از این شعر داشته‌اند که می‌توانید فایل صوتی آن را از کانال تلگرامشان دانلود کنید
  • این هفته برای خوانش گروهی کتاب صادق هدایت دور هم جمع می‌شویم
  • خوانش مقالهٔ … به خاطر مفاهیم پیچیده‌ای که در آن مطرح شده آسان نیست

اگر خوانش واژه‌ای بی‌کاربرد بود و معنای دیگری نداشت، این شکل استفاده از آن قابل‌تحمل‌تر بود. اما مشکل این‌جاست که خوانش یک معنای کاملاً‌ متفاوت دارد. خوانش به «رویکردی که در خواندن به کار می‌رود» اشاره می‌کند و پیش از این‌که اصطلاح خوانش رواج پیدا کند، ما در فارسی از واژهٔ عربی قرائت استفاده می‌کردیم. مثلاً می‌گفتیم:

  • قرائت گروه داعش از متون اسلامی بسیار بنیادگرایانه است
  • قرائت اقتصادی از یک متن اجتماعی می‌تواند گمراه‌کننده باشد
  • این نویسنده، قرائت متفاوتی از آثار آلبر کامو ارائه کرده است

کسانی که ترجیح می‌دهند از واژهٔ قرائت استفاده نکنند، به سراغ خوانش رفته‌اند. بنابراین اگر فردی به سراغ شعر حافظ یا سعدی می‌رود و چند بیت از آن را می‌خواند، خوانش انجام نشده است. خوانش را صاحب‌نظری انجام می‌دهد که مثلاً به سراغ اشعار خیام می‌رود و یک خوانش ماتریالیستی یا خوانش معنوی از اشعار او عرضه می‌کند.

هوش کلامی | ظرافتهای کلامی

#کلمات