کلمات انگلیسی خاص | ویژهٔ نیازهای جدید | Situationship

زبان موجودی زنده است که متناسب با بستر فرهنگی و نیازهای محیطی ما رشد می‌کند. در طول زمان، برخی واژه‌ها کنار گذاشته می‌شوند و برخی دیگر، خلق می‌شوند؛ همگی با این هدف که زبان، بتواند به هدف اصلی خود، یعنی ارتباط ساده‌تر و شفاف‌تر دست یابد. بررسی روند کمرنگ شدن کلمات و خلق کلمات جدید، روشی آموزنده برای درک تحولات یک جامعه است.

طی سال‌های اخیر کلمهٔ Situationship در زبان انگلیسی رواج یافته است؛ از آن دسته کلمات انگلیسی خاص که از ترکیب Situation و Relationship ساخته شده و برای نویسندگان و خوانندگان چنددهه قبل، معنا ندارد. سرویس Ngram گوگل به ما می‌گوید که رشد استفاده از این کلمه صرفاً مربوط به دههٔ اخیر است:

Situationship

ایوا ایلوز در کتاب پایان عشق (The End of Love) در شرح معنی کلمهٔ Situationship به این نکته اشاره می‌کند که

Situationship شکلی از رابطه‌ است که از یک دوستی عادی فراتر رفته اما یک رابطهٔ متعهدانه هم نیست. رابطه‌ای که سهم «امروز» در آن بیشتر از «آینده» است. در عین حال، آن را نمی‌توان صرفاً به ارضای نیازهای ج.نسی هم محدود دانست.

چرا امروز این کلمه بیشتر از قبل به کار می‌آید و رواج یافته است؟ نمی‌توان در این زمینه قطعی نظر داد. شاید چون چنین سطحی از رابطه، اگر در گذشته هم بوده، دوره‌ای کوتاه و گذرا بوده. اما الان شکلی ماندگارتر و طولانی‌تر به خود گرفته است. شاید هم بتوان رواج گستردهٔ آن در دههٔ اخیر را به رواج شبکه های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی نوین نسبت داد. هر چه هست، می‌دانیم که کلمات، داستان تحول دوران‌های مختلف را در دل خود خیره می‌کنند. حتی اگر نتوانیم راز آن‌ها را کامل بگشاییم و درک کنیم.

درس‌هایی از متمم که شاید به کار بیایند:

افعال پرکاربرد انگلیسی

معرفی پادکست های انگلیسی

#کلمات   #زبان انگلیسی

دایره لغات انگلیسی شما چقدر گسترده است؟

یکی از اهداف اصلی هر زبان‌آموزی گسترش دایرهٔ لغات است. هرگاه زبان تازه‌ای را فرا می‌گیریم، مدام به این فکر می‌کنیم که چقدر واژه بلدیم.

البته متأسفانه معمولاً فراموش می‌کنیم در زبان مادری خود هم چنین دغدغه‌ای داشته باشیم و همین که می‌توانیم به زبان مادری‌مان بخوانیم و بنویسیم، فرض می‌کنیم آن زبان را می‌دانیم.

به هر حال،‌ یک سایت آموزش زبان، با هدف جذب مخاطب برای دوره‌های آموزشی خود، یک تست نسبتاً سادهٔ اندازه‌گیری دایرهٔ لغات انگلیسی اجرا می‌کند. روش اجرای این تست بسیار ساده است. به این شکل که مجموعه‌ای از لغات در دو صفحه به شما نمایش داده می‌شود و کلماتی را که حداقل یکی از معانی‌شان را می‌دانید انتخاب می‌کنید.

سپس این سایت بر اساس این نمونه اعلام می‌کند که حدوداً چند کلمهٔ انگلیسی می‌دانید.

دایره لغات

پیش از این که به این سایت سر بزنید، لازم است تأکید کنیم که برآورد اندازهٔ دایرهٔ لغات اصلاً کار ساده‌ای نیست و یکی از موضوعاتی است که در زبان‌شناسی عددی دربارهٔ آن بحث‌های فراوانی مطرح می‌شود. بنابراین هیچ‌وقت به ابزارهای غیراستاندارد مانند این سایت اعتماد کامل نداشته باشید و آن‌ها را صرفاً‌ کمی معتبرتر از شخصیت شناسی بر اساس ماه تولد در نظر بگیرید.

با این حال، همین بازی‌های ساده هم می‌توانند دغدغهٔ گسترش دایره لغات را دوباره در ذهن شما پررنگ کنند و این دستاورد کمی نیست:

سایت سنجش دایرهٔ لغات انگلیسی

اگر با مفهوم دایرهٔ لغات و سایر اصطلاحات مرتبط با آن مانند دایرهٔ لغات فعال آشنا نیستید، می‌توانید به درسی که در متمم به این موضوع اختصاص داده‌ایم مراجعه کنید. این درس دربارهٔ دایره لغات فارسی است. اما نکاتی که در آن مطرح شده در هر زبان دیگری هم مصداق دارد:

دایره لغات فارسی | به واژگان پرکاربرد محدود نشویم

#کلمات   #زبان انگلیسی   #یادگیری زبان

واضح است؟ نه. معمولاً واضح نیست!

اریک تمپل بل در کتاب «ریاضیات؛ ملکه و خدمتگزار علم» می‌گوید (+):

«بارها پیش آمده که آن‌چه واضح پنداشته می‌شده، از زوایای مختلف بررسی شده و متوجه شده‌اند که نه‌تنها واضح نبوده، که حتی غلط هم بوده است.»

او در همان کتاب می‌گوید: «واضح، خطرناک‌ترین کلمه در قلمرو ریاضیات است.»

«واضح است که» واضح در ریاضیات می‌تواند واژه‌ای خطرناک باشد. اما استفاده از این کلمه در خارج از فضای ریاضیات هم چندان کم‌خطر نیست. بسیار پیش می‌آید که آن‌چه ما واضح در نظر می‌گیریم، بر پایهٔ یک فرض نادرست بنا شده و با استفاده از برچسب «واضح» آن نکته یا فرض از زیر ذره‌بینِ بررسی و تحلیل و ارزیابی فرار می‌کند و ما را به بی‌راهه می‌برد.

خودمان را عادت دهیم که هر بار عبارت «واضح است که…» را به کار بردیم، بلافاصله از خودمان بپرسیم: «آیا واقعاً واضح است؟»

ما در مجموعه درس‌های ظرافت کلامی متمم یک درس را به تفاوت سه واژهٔ بدیهی، طبیعی و واضح اختصاص داده‌ایم:

بدیهی، طبیعی، واضح

#نقل قول   #کلمات

 

هفت زبان اصلی دنیا | زبان های اصلی دنیا به ترتیب کدامند؟

پاسخ به این سوال که چند زبان در دنیا وجود دارد ساده نیست. اما ظاهراً زبان‌شناسان معتقدند که اکنون بیش از ۶۸۰۰ زبان در دنیا وجود دارد. اما همهٔ آن‌ها را نمی‌توان جزو زبان های زنده دنیا دانست. چون بعضی از آن‌ها را افراد بسیار کمی می‌دانند. احتمالاً برایتان جالب است اگر بدانید بیش از ۴۲۰۰ زبان از مجموعهٔ ۶۸۰۰ زبان جهان، در آسیا و آفریقا به کار برده می‌شوند.

زبان‌ها هم مثل گونه‌های جانوری، به دنیا می‌آیند. تکامل پیدا می‌کنند. و منقرض می‌شوند و می‌میرند. البته برآوردهای عددی در این زمینه مختلف است. اما گفته می‌شود بین ۲۵ تا ۹۰ درصد از زبان‌هایی که امروز روی کرهٔ زمین وجود دارند، در پایان قرن بیست‌و‌یکم وجود نخواهند داشت (+).

در میان این چند هزار زبان، پاسخ به این سوال که هفت زبان اصلی دنیا چیست، ساده نیست. بسته به این که چه معیاری را برای شمارش انتخاب کنید، پاسخ متفاوتی پیدا خواهید کرد.

اگر معیار خود را زبان مادری در نظر بگیرید، به ترتیب زبان‌های ماندارین (چینی)، اسپانیایی، انگلیسی،‌ هندی، بنگالی، پرتغالی و روسی را باید هفت زبان اصلی دنیا فرض کنید.

اما اگر به این نکته هم توجه کنید که افراد بسیاری زبان های بین المللی دیگری را به عنوان زبان دوم می‌آموزند و می‌دانند، هفت زبان اصلی را باید به ترتیب: انگلیسی، ماندارین (چینی)، هندی، اسپانیایی، فرانسوی، عربی و بنگالی در نظر گرفت.

اما به هر حال به هر شکل که بشمارید، عملاً چینی و هندی و انگلیسی و اسپانیایی چهار زبان اصلی دنیا هستند و صرفاً ترتیب‌شان فرق می‌کند.

مرور فهرست زبان‌های اصلی دنیا، جدا از جمعیت و گستردگی کشورها، حمله‌های نظامی، تاریخ استعمارگری و کشورگشایی را نیز تداعی می‌کند.

فرصت خوبی است تا یکی از درس‌های متمم را هم که به یادگیری زبان دوم پرداخته مرور کنید:

نکاتی درباره یادگیری زبان دوم

#زبان انگلیسی #کلمات

فارغ یا فارق؟ | فارق معمولاً غلط است

در بررسی آماری چندصدهزار نظر ثبت شده در متمم به نتیجه رسیدیم که در بیش از ۱۵٪ موارد، دوستان متممی کلمهٔ فارغ را به اشتباه به شکل فارق نوشته‌اند.

واژه‌نامه‌ها به ما می‌گویند که هر دو کلمهٔ فارغ و فارق درست هستند و باید ببینید معنای مد نظر شما چیست. اما واژهٔ فارق با ریشهٔ معنایی «فاصله افتادن و جدا شدن» (هم‌خانواده با فرق و فرقه) در فارسی رایج نیست. معدود مواردی هم که فارسی‌زبانان از فارق استفاده کرده‌اند، در جمله‌ها و اشعار عربی‌شان بوده است. مثلاً سعدی می‌گوید:

«من مات لاتبکوا علیه ترحما / و ابکوا لحی فارق المتألفا»

به جای این که بر کسی که مرده، از روی ترحم و دل‌سوزی بگریید، بر کسی گریه کنید که از مونس و دلدارش جدا افتاده است.

از آن‌جا که بعید است ما و شما در گفتگوهای روزمره از چنین تعبیرهایی استفاده کنیم، هر جا شک داشتید بهتر است از همان واژهٔ فارغ استفاده کنید:

فارغ‌التحصیل، فراغ بال، فارغ از این که …

توضیح: «قیاس مع الفارق» یک مورد استثنائی است که هم در فارسی رواج دارد و هم با ق نوشته می‌شود.

ما برخی از اشتباه‌های نگارشی پرتکرار دوستان متممی را فهرست کرده‌ و منتشر کرده‌ایم. مرور این فهرست ممکن است برایتان مفید باشد:

برخی از اشتباهات رایج در نگارش کلمات

#کلمات

تفاوت انگلیسی بریتیش و امریکن | نوح وبستر به دنبال سادگی بود

سبک نگارش زبان انگلیسی تا حدود دو قرن پیش یکپارچه نبود و افراد و فرهنگ‌های مختلف سلیقهٔ خود را در آن دخیل می‌کردند. قرن نوزدهم را می‌توان شروع دوره‌ای دانست که نویسندگان کوشیدند به خط انگلیسی سر و سامان دهند.

البته این کار نه با بودجه‌های دولتی و تأسیس فرهنگستان‌ها، بلکه با زحمت صاحب‌نظران و اندیشمندانی شروع شد که دغدغهٔ زبان و رسم‌‌الخط داشتند.

در قلمرو بریتانیا اغلب واژه‌نامه‌ها به سمت دیکشنری ساموئل جانسون (اولین انتشار: ۱۷۵۵) رفتند. جانسون با توجه به این واقعیت که زبان انگلیسی در آلمانی و فرانسوی ریشه دارد، دیکته‌های پیچیدهٔ این زبان‌ها را پذیرفت. برای مدل ذهنی فرانسوی که در نگارش کلمات حرف‌های بسیاری به کار می‌برند و تعداد کمی را می‌خوانند (پژو را با Peugeot مقایسه کنید) پذیرش این موضوع که در Colour یک حرف u بی‌خاصیت باشد چندان دشوار نیست.

اما نوح وبستر – کسی که او را با موسسهٔ Merriam Webster می‌شناسیم – به اصلاح رسم‌الخط علاقه داشت.

او می‌گفت (+/+):

  • چرا باید زندان را به شکل gaol بنویسیم و «جِیل» بخوانیم؟ منطقی‌تر است آن را به شکل Jail بنویسیم.
  • حرف k در آخر publick کاملاً اضافی است. راحت‌تر است این کلمه و کلمات مشابه را به صورت public بنویسیم.
  • وقتی traveling کاملاً منظور را می‌رساند و تلفظ آن هم مشخص است، نوشتن به صورت travelling ضرورت ندارد.
  • چرا colour و favour را با u اضافه بنویسیم؟ وقتی این حرف خوانده نمی‌شود، color و favor منطقی‌تر است.

امروزه افراد بسیاری از تلاش‌های وبستر که به عنوان Spelling Reform شناخته می‌شود اطلاع ندارند. اما حاصل کار وبستر، یک رسم‌الخط شفاف و نسبتاً یکپارچه در انگلیسی آمریکایی است که خواندن و نوشتن را – نسبت به انگلیسی بریتیش – ساده‌تر کرده است.

ما در درس فعل cancel از سلسله درس‌های افعال پرکاربرد انگلیسی صرفاً در یک جمله توضیح دادیم که cancelled نگارش بریتیش و canceled نگارش آمریکایی است. اما به داستان پشت آن اشاره نکردیم. امیدواریم این مطلب کوتاه انگیزهٔ شما را برای مطالعه دربارهٔ جنبش‌های اصلاح نگارش (چه در فارسی و چه انگلیسی) بیشتر کند.

فعل cancel

افعال پرکاربرد انگلیسی

#زبان انگلیسی #کلمات

خوانش | این کلمه را به جای خواندن به کار نبریم

در سال‌های اخیر استفاده از واژهٔ خوانش بسیار رواج یافته و کسانی که با فرهنگ و ادبیات آشنا نیستند اما می‌خواهند چهرهٔ چنین چهره‌ای را از خود نشان دهند، این واژه را به جای خواندن به کار می‌برند.

مثلاً می‌بینیم که می‌گویند:

  • آقا/خانم … خوانش بسیار زیبایی از این شعر داشته‌اند که می‌توانید فایل صوتی آن را از کانال تلگرامشان دانلود کنید
  • این هفته برای خوانش گروهی کتاب صادق هدایت دور هم جمع می‌شویم
  • این جلسه را با خوانش شعر شب مهتابی از استاد فریدون مشیری آغاز می‌کنیم.
  • خوانش مقالهٔ … به خاطر مفاهیم پیچیده‌ای که در آن مطرح شده آسان نیست

اگر خوانش واژه‌ای بی‌کاربرد بود و معنای دیگری نداشت، این شکل استفاده از آن قابل‌تحمل‌تر بود. اما مشکل این‌جاست که معنی خوانش چیز دیگری است. خوانش به «رویکردی که در خواندن به کار می‌رود» اشاره می‌کند و پیش از این‌که اصطلاح خوانش رواج پیدا کند، ما در فارسی از واژهٔ عربی قرائت استفاده می‌کردیم. مثلاً می‌گفتیم:

  • قرائت گروه داعش از متون اسلامی بسیار بنیادگرایانه است
  • قرائت اقتصادی از یک متن اجتماعی می‌تواند گمراه‌کننده باشد
  • این نویسنده، قرائت متفاوتی از آثار آلبر کامو ارائه کرده است

کسانی که ترجیح می‌دهند از واژهٔ قرائت استفاده نکنند، به سراغ خوانش رفته‌اند. بنابراین اگر فردی به سراغ شعر حافظ یا سعدی می‌رود و چند بیت از آن را می‌خواند، خوانش انجام نشده است. خوانش را صاحب‌نظری انجام می‌دهد که مثلاً به سراغ اشعار خیام می‌رود و یک خوانش ماتریالیستی یا خوانش معنوی از اشعار او عرضه می‌کند.

پس اگر گفتند در نوشته‌های این تحلیل‌گر یا نویسنده،‌ با شکل متفاوتی از خوانش متن مواجه هستیم، منظورشان این نیست لحن صدایش تغییر کرده است، بلکه با رویکردی دیگر به متن نگاه کرده و معنای متفاوتی از آن استخراج کرده است.

امیدواریم با توضیحاتی که دربارهٔ معنی خوانش دادیم،‌ بیشتر از پیش به فرق خواندن و خوانش توجه کنید.

هوش کلامی | ظرافتهای کلامی

#کلمات