بیست نفر اول سرنوشت شما را رقم می‌زنند

از وینود خوسلا، هم‌بنیان‌گذار Sun Microsystems و نیز تعداد دیگری از چهره‌های فناوری دنیا نقل شده است که: «بیست نفر اولی که در مجموعهٔ خود استخدام می‌کنید، موفقیت یا شکست شما را رقم می‌زنند.»

(Linkedin Advice Column, 25 Feb 2014)

دیگران هم این حرف را با همین عدد یا اعدادی دیگر، مثلاً پنج نفر، بیان کرده‌اند (+/+).

مستقل از این‌که مناسب‌ترین عدد برای این جمله چند است، اصل پیام بسیار مهم است و باید آن را به خاطر بسپاریم: نخستین کسانی که با ما همراه می‌شوند، صرفاً مسئولیت انجام چند فعالیت مشخص را بر عهده ندارند. آن‌ها قرار است سرنوشت ما را بسازند.

مدیریت منابع انسانی

#استخدام #نقل قول #مدیریت کسب و کار

اهمیت ریاضیات در مدیریت | شما بودید این بودجه را کجا هزینه می‌کردید؟

بنیاد فورد (Ford Foundation) که نزدیک به یک قرن است در زمینهٔ کارهای خیریه و توسعه و رفاه اجتماعی فعالیت می‌کند، در سال ۱۹۶۰ تصمیم گرفت بودجه‌ای را به توسعهٔ مدیریت در آمریکا اختصاص دهد.

به نظر شما با این بودجه چه کار کردند؟ آیا دانشگاه تازه‌ای ساختند؟ آیا هزینهٔ تحصیل دانشجویان را پرداخت کردند؟ یا به انتشار چند کتاب، سوبسید دادند؟

نه.

آن‌ها با این بودجه هزینهٔ شرکت تعدادی از اساتید مدیریت را در دوره‌های «ریاضیات پیشرفته» پرداخت کردند. چون بر این باور بودند که مدیریت بدون ریاضیات، صرفاً به حرف زدن و کلی‌گویی منتهی می‌شود.

از جمله کسانی که با بودجهٔ بنیاد فورد در آن دوره شرکت کردند، می‌توان به فیلیپ کاتلر و جری مک‌کارتی اشاره کرد.

جالب این‌جاست که فیلیپ کاتلر در آنجا ایدهٔ چهار P را از مک‌کارتی می‌شنود که او هم به نوبهٔ خود این مدل چهارگانه را از ریچارد کلوئت نقل می‌کرده است. کاتلر پس از آن، این مدل را در کتاب مدیریت بازاریابی خود مطرح می‌کند و حرف زدن از چهار P (یا پنج P و هفت P و بیست P و …) از آن زمان به بخشی از سرفصل استاندارد کلاس‌های آموزش بازاریابی تبدیل می‌شود.

خلاصه این‌که آن دوره، جدا از کمک به ارتقاء دانش اساتید مدیریت و تغییر نگرش آن‌ها، اثرات ماندگاری هم در دانش مدیریت و بازاریابی داشته است (+).

اگر به اندازهٔ کافی با داستان ۴P آشنا نیستید یا انواع مدل‌های پیشنهادی از این دست را نمی‌شناسید، می‌توانید درس آمیخته بازاریابی در متمم را بخوانید:

آمیخته بازاریابی (۴P در بازاریابی و مدل‌های مشابه آن)

#مدیریت کسب و کار

کاربرد اصلی صورتجلسه چیست؟

دین اچسون، وزیر امور خارجهٔ آمریکا در دوران ترومن، نکتهٔ مهمی را در مورد صورتجلسه بیان کرده است. او معتقد است که صورتجلسه را نمی‌نویسیم که بعداً دیگران با خواندن آن از محتوای جلسه مطلع شوند. بلکه هدف اصلی صورتجلسه این است که خودمان را در برابر خواسته‌های بعدی، مسئولیت‌های احتمالی و تبعات آن‌چه در جلسه روی داده، حفظ کنیم.

چنان‌که خودش به شکل مختصر می‌گوید: «هدف از صورتجلسه، دادن اطلاعات به خوانندهٔ صورتجلسه نیست، بلکه حفاظت از نویسندهٔ صورتجلسه است.»

شاید این حرف کمی تلخ و حتی غیراخلاقی به نظر برسد، اما هنوز افراد بسیاری معتقدند که در مذاکره، نوشتن صورتجلسه و تنظیم قرارداد، کسی موفق‌تر است که بتواند با جمله‌بندی مناسب، حداقل تعهد را داده و حداکثر تعهد را دریافت کند و امضایی که پای قرارداد از طرف مقابل می‌گیرد، به سپری محافظ برای خود او تبدیل شود.

این‌که چنین کاری غیراخلاقی است و اثربخشی جلسات و گفتگوها را کاهش می‌دهد، موضوع بحث ما نیست. اما خوب است به خاطر داشته باشیم که بسیاری از کسانی که روبه‌روی ما نشسته‌اند و از ما زیر قراردادها، صورتجلسات و فاکتورها امضا می‌گیرند، چنین نگاهی دارند.

مذاکره | گزارش نویسی

اگر نکاتی که در درس مدیریت جلسات متمم گفته شده را به خاطر ندارید، پیشنهاد می‌کنیم دوباره به این درس سر بزنید:

مدیریت جلسات

#نقل قول #مدیریت کسب و کار

 

چند درصد از مردم به ویکی‌پدیا کمک مالی (دونیت) می‌کنند؟

آیا تا به حال به راه‌اندازی کسب و کارها و فعالیت‌هایی فکر کرده‌اید که بر پایهٔ کمک‌های داوطلبانه (Donate) شکل بگیرند؟

ویکی پدیا یکی از این کسب و کارهاست. این سازمان غیرانتفاعی با پولی که مردم به آن هدیه می‌دهند اداره می‌شود. اگر دائماً از ویکی پدیا استفاده می‌کنید، حتماً به درخواست‌های آخر سال ویکی پدیا عادت دارید.

این درخواست‌ها که به شکل یک بنر در بالای سایت ظاهر می‌شوند تأکید می‌کنند که «بیش از ۹۹٪ کاربران ویکی پدیا درخواست کمک آن را نادیده می‌گیرند» و در ادامه از شما می‌خواهند که جزو این افراد نباشید.

به نظرتان از هر ۱۰۰۰۰ نفر که درخواست کمک مالی ویکی پدیا را می‌بینند،‌ چند نفر پاسخ مثبت می‌دهند و کمک می‌کنند؟

اعداد و ارقامی که ویکی پدیا در این مدت به شکل مستقیم و غیرمستقیم منتشر کرده نشان می‌دهد که از هر ۱۰۰۰۰ نفر که بنر درخواست را می‌بینند، یک یا دو نفر به ویکی پدیا کمک می‌کنند و این عدد طی ده سال اخیر تغییر چندانی نداشته است (+/+).

شاید این نکته هم برایتان جالب باشد که قارهٔ آسیا با بیشترین جمعیت در جهان، یکی از کمترین حمایت‌ها را انجام می‌دهد و کمک آن با استرالیا که فقط ۲۵ میلیون جمعیت دارد برابر است!

کمک مالی ویکی پدیا

درست است که نرخ کمک داوطلبانه از یک سازمان به سازمان دیگر و از یک فعالیت به فعالیت دیگر تغییر می‌کند، اما اعدادی که سازمان‌های بزرگ منتشر می‌کنند می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند ایده‌های خود را صرفاً با تکیه بر کمک‌های داوطلبانهٔ مردم اجرا کنند آموزنده باشد و لااقل انتظارات آن‌ها را تعدیل کند.

توضیح تکمیلی این‌که آمار و نرخ تبدیل بالا صرفاً‌ برای جذب کمک از طریق تبلیغات بنری است و هنوز جذب کمک از طریق ایمیل (۳۵٪ کل کمک‌ها) بیشتر از جذب کمک از طریق بنرهای دسکتاپ (۲۹٪ کل کمک‌ها) و بنرهای موبایل (۲۵٪ کل کمک‌ها) است و در‌ ایمیل نرخ تبدیل بالاتری وجود دارد (+).

ایمیل مارکتینگ

آیا MBA می‌تواند دردسرساز باشد؟

هنری مینتزبرگ در سال ۲۰۰۴ در کتاب Managers Not MBAs به شیوه‌ی رایج در دوره‌های MBA انتقاد کرد و گفت: چیزی که ما واقعاً می‌خواهیم «مدیر» است، نه MBA‌خوانده.

ظاهراً ایلان ماسک امروز هم همان حرف قدیمی مینتزبرگ را باور دارد. او در مصاحبه با وال‌استریت ژورنال می‌گوید (+):

«مهم‌ترین مشکل آمریکا به عنوان یک بنگاه اقتصادی این است که تعداد زیادی از MBA‌خوانده‌ها در صحنه‌ی بازی حاضرند. این MBA-ization در آمریکا اتفاق خوبی نیست. بزرگ‌ترین اشتباهی که در مدیریت تسلا و اسپیس‌اکس انجام داده‌ام این است که بیش از آن‌چه که باید در جلسات وقت گذاشتم و پای پاورپوینت و اکسل نشستم.»

ایلان ماسک

در درس مدیریت جلسات در متمم، نکات متعددی را درباره‌ی برگزاری یک جلسه‌ی موفق مطرح کرده‌ایم. نخستین مورد در فهرست پیشنهادهایمان این است که: «اگر می‌شود جلسه‌ای را برگزار نکرد، آن را برگزار نکنید.»

درس مدیریت جلسات را بخوانید.

دوره MBA | مینتزبرگ

#مدیریت کسب و کار #نقل قول