فراموش کردن هم یک توانمندی است…

از نظر عملکرد نهایی،

قدرت فراموش کردن برای مغز ما

همان‌قدر اهمیت دارد که توانایی به خاطر سپردن.»

ویلیام جیمز

#نقل قول   #روانشناسی

نیت مهم نیست. نتیجه مهم است.

«یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که

سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ها را

بر اساس نیت‌هایشان قضاوت کنیم

و نه نتیجه‌هایشان.»

این جملهٔ معروف میلتون فریدمن، اشاره‌ای است که بسیاری از سیاست‌گذاری‌هایی که بدون آگاهی و تخصص کافی، بدون توجه به تبعات بلندمدت و بدون توجه به عوارض جانبی‌شان انجام می‌شوند.

از سیاستگذاران بی‌اخلاق و فاسد که بگذریم، سیاست‌گذاران نادان هم نقش مهمی در آسیب‌زدن به جوامع دارند. کسانی که اگر پای حرف‌شان بنشینیم، می‌بینیم که نیت مثبتی داشته‌اند، اما برنامه‌هایی تدوین کرده‌اند که نقش مخربی داشته است.

از لحاظ ارزیابی سیاست‌گذاری، بین این افراد خیرخواه نادان و آن افراد فاسد هوشمند هیچ تفاوتی وجود ندارد.

نمونه‌های چنین سیاست‌گذاری‌هایی را در درس‌های تفکر سیستمی متمم خوانده‌ایم: از اثر مار کبری در هند تا جنگ با گنجشک‌ها در چین و مالیات پنجره در انگلستان.

#نقل قول   #اقتصاد   #تصمیم گیری

قدرت داستان | از هر کسی هر داستانی را نشنوید

«حتی اگر یک احمق

داستانی را یک سال تمام

هر روز برای شما تکرار کند

در نهایت داستانش را باور خواهید کرد.»

هوراس مان (نقل شده در کتاب قدرت داستان – جیم لوئر)

#نقل قول   #متقاعدسازی

نه گفتن یک هنر است

«او به ۱۸ زبان حرف می‌زند و با هیچ یک از این زبان‌ها نمی‌تواند نه بگوید.»

دوروتی پارکر

نه گفتن را یکی از مهارت‌های مهم ارتباطی می‌دانند. ما گاهی ارزش نه گفتن را نمی‌دانیم و گاه در عین این که دوست داریم نه بگوییم، روش این کار را بلد نیستیم. این بلد نبودن البته کم‌هزینه نیست. در متمم به هنر نه گفتن پرداخته‌ایم:

مهارت نه گفتن

آیا نه گفتن را بلدید؟

#نقل قول   #مذاکره   #مهارت ارتباطی   #توسعه فردی

چارلز بوکوفسکی | دست‌های من…

«من بااستعداد بودم، و هستم.

گاه با نگاه به دستانم حس کرده‌ام که می‌توانستم یک پیانیست بزرگ شوم، یا چیزی از این دست. اما دستانم چه کرده‌اند؟ مرا خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون توالت کشیده‌اند و …

من دستانم را تلف کرده‌ام، و نیز مغزم را.»

چارلز بوکوسکی، عامه‌پسند (Pulp)، فصل سوم

#نقل قول

هدف یک سیستم چیست؟

استافورد بیر، از صاحب‌نظران در نظریهٔ عمومی سیستم‌ها، جملهٔ معروفی دارد که تقریباً همهٔ علاقه‌مندان به تفکر سیستمی آن را شنیده‌اند (+):

«هدف یک سیستم، همان کاری است که دارد انجام می‌دهد.»

او این جمله را آن‌قدر به کار برده که مخفف آن هم کاملاً جا افتاده است: پوسی‌وید (POSIWID).

Purpose of a system is what it does.

بحث دربارهٔ این جمله، می‌تواند بسیار طولانی باشد. حتی دربارهٔ این که Purpose را چه باید ترجمه کرد، می‌شود ساعت‌ها صحبت کرد (چون هدف، ترجمهٔ Goal است و Purpose یک لایه عمیق‌تر است؛ چیزی شبیه علت وجودی). اما اتفاقاً اصل پیام جمله، بسیار ساده است (+/+/+):

در تحلیل و ارزیابی سیستم‌ها، وارد بازیِ تفاوت «هدف» و «نیت» نشوید. چیزی به نام نیت، در نظریهٔ‌ سیستم‌ها بی‌معناست. درخت سیب نمی‌تواند بگوید: من نیتم این بود که پرتقال بدهم، اما فعلاً مشغول سیب دادن هستم!

از نظر استافورد بیر، این را به همهٔ سیستم‌ها می‌توان تعمیم داد. مثلاً اگر از بانک مرکزی پرسیدید که هدف و علت وجودی شما چیست. جواب واقعی این است که: «ما در تلاشیم سالانه X% ارزش پول ملی کاهش پیدا کند.»

البته ممکن است یک فرد تصمیم‌گیر در سیستم بانکی به شما بگوید: «همهٔ اتفاقی که برای پول ملی می‌افتد، در اختیار بانک نیست و سازمان‌های دیگر هم دخیل‌اند.» چنین حرفی کاملاً درست است. او می‌تواند توضیحش را به این شکل دقیق‌تر کند: «ما به همراه مجموعه‌ای از سازمان‌ها در تلاشیم ارزش پول ملی سالانه X% کاهش پیدا کند.»

به شکل مشابه، اگر یک هولدینگ، شرکتی را خرید و سال‌ها وقت گذاشت و تلاش کرد و در نهایت آن را به ورشکستگی رساند، وقتی از مدیران هولدینگ پرسیدند در این سال‌ها مشغول چه کاری بودید؟ پاسخ دقیق این است که بگویند: با تمام قوا مشغول ورشکسته کردن این شرکت بودیم.

استافورد بیر با تکرار دائمی جملهٔ پو‌سی‌وید، می‌کوشید به تحلیل‌گران سیستم یادآوری کند که سیستم، چیزی فراتر از افراد و اجزای آن است. اجزای سیستم می‌توانند هر ادعایی دربارهٔ عملکرد و کارکرد و نیت طراحی سیستم داشته باشند. اما واقعیت سیستم، همان کاری است که انجام می‌دهد.

با مطالعهٔ مجموعه درس‌های تفکر سیستمی در متمم، درک بهتری از سیستم‌ها و نحوهٔ تحلیل آن‌ها پیدا می‌کنید:

نقشه راه یادگیری تفکر سیستمی

سیستم چیست؟

#تفکر سیستمی    #تفکر نقاد   #نقل قول

اهمیت تغییر مدل ذهنی انسان‌ها را فراموش نکنیم

«رویدادهای برجسته و چشم‌گیر تاریخ

نتیجهٔ مشهودِ

تغییرات نامشهود در شیوهٔ اندیشیدن انسان‌ها هستند.»

گوستاو لوبون (+) | مدل ذهنی

به بیان دیگر، تغییر در شیوهٔ فکر کردن انسان‌ها را نباید کم‌اهمیت و ناچیز شمرد. این تغییرات، اگر چه در ظاهر به چشم نمی‌آیند، اما منشاء همهٔ آن تحولات – سازنده و مخربی – هستند که در مرور تاریخ بشر، توجه ما را به خود جلب می‌کنند.

#تاریخ   #نقل قول   #مدل ذهنی

تاریخ، غیرخطی است.

«گفته‌اند که گاه دهه‌هایی در تاریخ وجود دارد که هیچ اتفاقی در آن‌ها روی نمی‌دهد، و گاه هفته‌‌هایی که به اندازهٔ چنددهه در آن‌ها اتفاق می‌افتد.»

این جمله را لنین گفته است. شاید سابقهٔ لنین به شکلی باشد که نامش به عنوان گوینده، برای جمله‌ها اعتبارآفرین نباشد. اما اصل جمله، مستقل از این که چه کسی آن را گفته، با شناخت ما از تاریخ و تجربه‌های فردی‌مان هم‌خوان است. به همین علت، آن را در بسیاری از کتاب‌ها و نوشته‌ها – که حتی به تاریخ مرتبط نیستند – می‌بینیم (+/+/+).

آشنایی با مفهوم سیستم و تفکر سیستمی، درک چنین جمله‌ای را آسان‌تر هم می‌کند. چون ترجمهٔ این جملهٔ لنین به زبان سیستمی، یکی از بدیهیات نظریهٔ سیستم‌هاست: «رفتار سیستم‌های پیچیده‌ای مثل تاریخ، غیرخطی است.»

این گزاره چنان محکم و قوی است که نویسنده‌ای مانند مانوئل دو لاندا، درباره‌اش یک کتاب کامل نوشته است (+).

#نقل قول   #تاریخ

دربارهٔ نظام آموزشی | درس‌های مدرسه را زود فراموش می‌کنیم

راسل اکاف از منتقدان سبک رایج آموزش است و معتقد است که روش‌های آموزشی بیشتر بر پایهٔ «یاد دادن (تحمیل آموخته‌ها)» طراحی شده‌اند تا «یادگیری (جستجو و کشف).» او جایی می‌گوید (+):

«بیشتر چیزهایی را که در مدرسه می‌آموزیم، به سرعت فراموش می‌کنیم.

البته که این از بخت خوب ماست. چون اغلب آن‌چه می‌آموزند، یا غلط است، یا تاریخ مصرف کوتاهی دارد.»

راسل اکاف | تفکر سیستمی

منتقدان نظام‌های آموزشی معاصر کم نیستند و راسل اکاف صرفاً یکی از آن‌هاست. از دیگر منتقدان می‌توان به کن رابینسون اشاره کرد که ما کتاب «المنت» او را در متمم معرفی و مرور کرده‌ایم:

کتاب المنت (يافتن جوهر درون)

#تفکر نقاد   #توسعه فردی   #نقل قول   #راسل اکاف

اگر کاری را دوست نداشته باشم…

راسل اکاف، از بنیان‌گذاران تفکر سیستمی و تحلیل سیستم، جایی در مرور گذشتهٔ خود به نکتهٔ مهمی اشاره می‌کند (+):

«برای من هیچ حجمی از پول آن‌قدر ارزش ندارد که به خاطرش کاری را که جذاب و لذت‌بخش نیست انجام دهم.»

شاید این جمله برای بخشی از جامعه که دست‌شان در انتخاب شغل باز نیست، بسیار خوش‌دلانه به نظر برسد. کاملاً هم منطقی است.

اما هم‌چنان هستند کسانی که می‌توانند مخاطب این حرف محسوب شوند: افرادی که بیش از یک گزینه پیش روی‌شان است، اما به خاطر درآمد کم به سراغ فعالیت و حرفه‌ای که دوست دارند نمی‌روند. و نیز کسانی که یک شغل و فعالیت را – با وجود این که دوست ندارند – صرفاً به خاطر امید به دستاوردهای مالی‌اش دنبال می‌کنند.

ما فراموش می‌کنیم که متوسط درآمد در یک رشته، پیش‌بینی‌کنندهٔ درآمد ما در آن رشته نیست. اگر به یک فعالیت علاقه داشته باشیم و عاشقانه آن را دوست بداریم، احتمال این که در بالاترین بخش طیف درآمدی در آن رشته قرار بگیریم بیشتر است (جایی که حتی شاید دیگران ما را نقطهٔ خارج از نمودار در نظر بگیرند). و در مقابل، بی‌علاقگی هم می‌تواند ما را به نماد موفق نبودن (یا معمولی بودن) در یک رشته تبدیل کند.

علاوه بر این‌ها، باید به خاطر داشته باشیم که رشته‌های تخصصی و مشاغل هم رونق و رکود و بهار و خزان دارند و در طول زمان، حجم چالش‌ها و زحمت‌ها و دردسرهایشان نسبت به دستاوردهایشان کم و زیاد می‌شود. در دوره‌های ناخوشایند و نامطلوب، این صرفاً عشق و علاقه است که می‌تواند ما را در برابر شکستن، خسته‌شدن و رها کردن حفظ کند.

مسیر شغلی

#توسعه فردی   #نقل قول   #راسل اکاف