رقابت بر سر قابلیت‌های ساده | دو پریز شارژ برای خودروهای جنرال‌موتورز

اختراعات و ایده‌هایی که خودروسازان به نام خود ثبت می‌کنند، می‌تواند منعکس‌کنندهٔ «جهت» و «شدت» رقابت در این صنعت باشد. اخیراً جنرال‌موتورز ایدهٔ نصب دو پریز برای شارژ خودرو (استفادهٔ هم‌زمان از دو ایستگاه شارژ) را ثبت کرده است (+).

اگر چه وجود دو مسیر شارژ، ایدهٔ چندان خلاقانه‌ای به نظر نمی‌رسد، اما می‌شود نتیجه گرفت که خودروسازان مطرح جهان، در پی پیدا کردن جای پا در میدان رقابت‌های آتی هستند و در این زمینه، از کمترین فرصت‌ها هم صرف‌نظر نمی‌کنند.

جنرال‌موتورز معتقد است که یکی از انعطاف‌پذیرترین پلتفرم‌های خودرو الکتریکی را طراحی کرده و در اختیار دارد. سیستمی که آلتیوم نام دارد و در آن، باتری‌ها و مدارهای مربوطه همگی به شکل کاملاً مسطح در کف خودرو قرار می‌گیرند و بسته به ابعاد و اندازهٔ این بستر، می‌توان از یک خودرو کوچک شهری تا خودروهای غول‌پیکر را روی آن سوار کرد (+):

خودرو الکتریکی جی ام - آلتیوم

خودرو هامر ای‌وی (GMC Hummer EV) یکی از محصولاتی است که از این پلتفرم استفاده می‌کند و در حال حاضر با قیمتی در حدود ۱۰۰ هزار دلار به فروش می‌رسد:

خودرو هامر - ای وی - جنرال موتورز

پتنت‌ها و اختراعاتی که ثبت می‌شوند، جدا از این که مسیر و میدان رقابت را مشخص می‌‌کنند، گاهی به موضوعاتی خنده‌دار و طنزآمیز تبدیل می‌شوند. ما در زنگ تفریح متمم تعدادی از پتنت‌های عجیب و غریبی را که خودروسازها ثبت کرده‌اند فهرست کرده‌ایم. دیدن این زنگ تفریح خالی از لطف نیست:

چند نمونه عجیب از ثبت اختراع در صنعت خودرو

#صنعت خودرو  #صنایع جهان  #تکنولوژی  #استراتژی

 

نظم مستقر | چیزی که تغییر را دشوار می‌کند

«پروژه‌های بزرگ، در آغاز غالباً با نقد و مانع مواجه می‌شوند؛

آن هم به خاطر این که بهبود حاصل از اجرای پروژه‌ها، نظم موجود را تهدید می‌کند.

این جمله را آلن براون از چارلز دارلث در کتاب Golden Gate نقل کرده است. دارلث، مهندس عمران بوده و طبیعتاً این جمله، حاصل تجربهٔ او در پروژه‌های عمرانی است.

اما در خارج از فضای پروژه‌های عمرانی هم می‌توان برای چنین جمله‌ای مصداق‌های فراوان پیدا کرد.

بسیاری از فرایندهای جدید، نرم‌افزارهای تازه، استارت‌آپ‌ها و کسب‌و‌کارهای نو، با وجودی که موجب بهبود وضع عمومی جامعه و مردم می‌شوند، نظم موجود و ذی‌نفعان آن را تهدید می‌کنند. پس طبیعی است که بخشی از مخالفت‌ها، نه از سر دغدغهٔ بهبود کل سیستم نیست. بلکه در منافع ذی‌نفعان فعلی ریشه دارد.

توضیح: خود براون در متن از لغت «تعارض / Conflict» استفاده می‌کند. اما با توجه به روح کلی متن، اکنون که جمله را جدا کرده‌ایم، واژهٔ «تهدید» برای انتقال پیام نویسنده مناسب‌تر بود.

#نقل قول  #تکنولوژی

خلاقیت در کدام حالت بیشتر است؟ ارتباط رو در رو یا ویدئوکنفرانس؟

دوران #کرونا اوج رواج دورکاری و ابزارهای آن بود؛ از جمله ویدئوکنفرانس.

همه عادت کردند جلسات خود را به شکل تصویری، با زوم، واتس‌اپ، اسکایپ و یا برنامه‌های دیگر برگزار کنند و این روش آن‌قدر جا افتاد که بسیاری امروز از خود می‌پرسند: «آیا واقعاً لازم است به دوران قدیم و جلسه‌های فیزیکیِ رو در رو برگردیم؟»

مقاله‌ای که در آوریل سال ۲۰۲۲ در نشریهٔ Nature منتشر شد، پاسخ جالبی به این سوال ارائه می‌دهد (+). بر اساس مطالعه‌ای که در این مقاله گزارش شده، خلاقیت در جلسات ویدئوکنفرانس کمتر از جلسات رو در رو است.

محققانی که این مطالعه را انجام داده‌اند، بر این باورند که احتمالاً کاهش «هم‌زمانی گفتگو» و «میزان تبادل اطلاعات» در کنار «محدود شدن حوزهٔ تمرکز ذهنی» از جمله مهم‌ترین علت‌های کاهش خلاقیت در ارتباط تصویری است.

البته این محققان تأکید می‌کنند که حداقل در مطالعه‌ای که آن‌ها انجام داده‌اند، در جلساتی که قرار است از بین چند گزینهٔ مشخص، صرفاً یک گزینه انتخاب شود، ارتباط تصویری با ارتباط حضوری تفاوتی ندارد.

خلاقیت | حل مسئله

ما در متمم در درسی با عنوان مزایا و معایب ارتباط تصویری، پدیدهٔ «خستگی زوم یا Zoom Fatigue» را بررسی کرده‌ایم و توضیح داده‌ایم که چرا در ارتباط تصویری بیشتر از ارتباط رو در رو خسته می‌شویم و چگونه می‌توان این خستگی را کاهش داد:

ویدئو کنفرانس و خستگی زوم | چگونه خستگی را در ارتباط تصویری کاهش دهیم؟

#کرونا  #تصمیم گیری  #خلاقیت  #حل مسئله

میمون‌ها و آدم‌ها | یکی از مزایای اینترنت و شبکه های اجتماعی

«متخصصان آمار و احتمال به ما می‌گفتند
اگر یک میلیون میمون را بنشانی
و یک میلیون ماشین تایپ و فرصت کافی به آن‌ها بدهی،
حاصل کار تصادفی آن‌ها ممکن است حتی چیزی در حد شکسپیر باشد.

به لطف اینترنت فهمیدیم که این ادعا درست نبوده است.»

روبرت ویلنسکی (Robert Wilensky) | منبع

حرف طنزآمیز ولینسکی را به شکل‌های مختلفی می‌توان تفسیر کرد. یکی از ساده‌ترین تفسیرها این است که به خاطر داشته باشیم در قلمرو فکر و اندیشه و تحلیل، تعداد لزوماً نمی‌تواند برای خلق یک دستاورد ارزشمند کافی باشد. در کار خلاقانه و فکری، هم‌چنان ممکن است فرد، کاری بزرگ‌تر از گروه انجام دهد. ضمن این که خطاها و سوگیری‌های متعدد ما در تفکر جمعی، گاهی باعث می‌شود که در تعداد زیاد در کنار هم، صرفاً‌ اشتباهات بزرگ‌تری انجام دهیم.

#تصمیم گیری #نقل قول #تکنولوژی

صنعت افزایش طول عمر

بررسی رفتارهای سرمایه‌گذاران بزرگ و پیشرو در دنیا نشان می‌دهد که بسیاری از سرمایه‌گذاران، صنعت افزایش طول عمر (Longevity) را یکی از فرصت‌های بزرگ آینده می‌دانند.

در حدی که می‌توان گفت: همان‌طور که سرمایه‌گذاران و پیشتازان تکنولوژی در دههٔ نود، ثروتمندان دو دههٔ اخیر را ساختند، کسانی هم که امروز در صنعت افزایش طول عمر سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ثروتمندان دهه‌های پیش رو خواهند بود (+).

ما معمولاً صنعت افزایش طول عمر را با دو حوزهٔ «شناخت فرایند سالخوردگی» و «روش‌های حذف یا کمرنگ کردن بیماری‌ها» تصور می‌کنیم. اما این صنعت که گاهی آن را AgeTech می‌نامند (بر وزن FinTech و EdTech و …)‌ زیرشاخه‌های فراوانی دارد.

تغییرات دموگرافیک ناشی از افزایش طول عمر را می‌توان از زوایای مختلفی بررسی کرد.

کسانی که به سن بالا رسیده و هم‌چنان سلامت خود را حفظ کرده‌اند، نیازهای کاملاً متفاوتی دارند. آن‌ها با الگوهای متفاوتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، پس صندوق‌های سرمایه‌گذاری خاص خود را می‌خواهند. سلیقهٔ سرگرمی‌شان احتمالاً با آن‌چه ما می‌شناسیم تفاوت خواهد داشت. پس یک پرسونای کاملاً جدید و ناشناخته را تشکیل می‌دهند.

آن‌ها به آموزش هم علاقه خواهند داشت. اما احتمالاً انگیزه‌هایشان از یادگیری متفاوت خواهد بود و انتظارات متفاوتی دارند.

شاید این دغدغه‌ها کمی دور از دسترس به نظر برسند. اما بررسی الگوی سرمایه‌گذاری در سیلیکون ولی و بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که جریان‌های جدی سرمایه از هم‌اکنون به سمت این حوزه رفته‌اند.

حتی اگر افزایش طول عمر برای بسیاری از مردم جهان هنوز دور از دسترس باشد، می‌توان انتظار داشت برخی از نقاط جهان به مراکز دیر-زیستی (یا شاید: پیر-زیستی) یا Longevity Hub تبدیل شوند و در سال‌های پیش رو افراد ثروتمند، مهم‌ترین هدف رندگی خود را مهاجرت به این نقاط جهان قرار دهند.

آمریکا، انگلیس، چین، کره و هلند از جمله کشورهایی هستند که این صنعت را جدی‌تر از سایر نقاط جهان دنبال می‌کنند و روی آن سرمایه‌گذاری‌های بزرگی انجام داده‌اند (+).

سبک زندگی

در پاراگراف فارسی متمم مطلبی از کیت جفری نقل کرده‌ایم که در آن بدبینی خود را به صنعت افزایش طول عمر ابراز کرده است. آن مطلب را می‌توانید به عنوان مکمل این بحث بخوانید:

من از افزایش طول عمر انسان‌ها نگرانم

کدام کشور برای مردن مناسب‌تر است؟

#اقتصاد #تکنولوژی #سلامت #سبک زندگی #افزایش طول عمر

پاورمک | زندگی امروز ما موزهٔ فرزندان‌مان محسوب می‌شود

آن‌چه در تصویر زیر می‌بینید، یک نمونه پاورمک ۵۴۰ شرکت اپل است که در گوشهٔ یک کافه در شهر تهران قرار دارد. بعید نیست شما هم نمونهٔ این دستگاه یا دستگاه‌های هم‌نسل آن را در جاهای مختلف دیده باشید و یا حتی نمونه‌هایی از آن‌ها در انبارهای خانهٔ خودتان وجود داشته باشد.

کامپیوتر پاورمک شرکت اپل

پاورمک ۵۴۰ اپلاین لپ‌تاپ در دههٔ نود میلادی معرفی شد و از جمله لپ‌تاپ‌های پیشتاز عصر خود بود.

استفاده از ترک‌پد (صفحهٔ لمسی برای هدایت نشانگر با کمک انگشت) و بلندگوی استریو (در دو سمت بالای صفحه نمایش) از جمله ویژگی‌هایی بود که در زمان خود یک ابداع جدی محسوب می‌شد.

شاید برایتان جالب باشد که حافظه RAM این دستگاه ۴ مگابایت (و نه گیگابایت) بوده و رزولوشن صفحهٔ نمایش آن ۶۴۰ در ۴۸۰ پیکسل بوده است.

این لپ‌تاپ پیشرفته به یک CPU با سرعت ۹۹ مگاهرتز (حدود ۰/۱ گیگاهرتز) و ۱۲۰ مگابایت هارد دیسک هم مجهز بوده است. بنابراین کسی که امروز از یک فلش‌مموری بسیار معمولی ۳۲ گیگابایتی استفاده می‌کند، بیش از ۲۵۰ برابر این ظرفیت را در جیب خود دارد.

به نظر می‌رسد در تمام طول تاریخ حضور انسان بر روی زمین، ما نخستین نسلی هستیم که می‌توانیم وسایلی را که زمانی در دست داشته‌ایم، در موزه‌ها ببینیم.

اگر دیدن اولین کامپیوترها و ابزارهای محاسباتی دیجیتال برایتان جذاب است، می‌توانید به مطلب موزه تاریخ کامپیوتر یا CHM در متمم سر بزنید و آن را بخوانید:

موزه تاریخ کامپیوتر

#تاریخ #تکنولوژی

شبکه اجتماعی حقیقت | هیچ‌کس آن‌جا فعال نیست؛ حتی ترامپ!

ترامپ از مدت‌ها قبل، وعده داده بود که شبکهٔ اجتماعی خودش را راه‌اندازی می‌کند. او که معتقد بود در شرایطی که طالبان در توییتر حضور دارند، نباید او از توییتر اخراج شود، اکنون به این امید است که ۹۰ میلیون فالوئر توییتر خود را در جایی دیگر، یعنی شبکه اجتماعی حقیقت (Truth) گرد هم آورد.

شبکه اجتماعی حقیقت که در هفتهٔ سوم ماه فوریهٔ ۲۰۲۲ کار خود را آغاز کرد، در دو هفتهٔ اول صرفاً برای کاربران اپل در آمریکا عرضه شد. هر چند باگ‌های فراوان باعث شد که بخش بزرگی از همین گروه هدف هم نتوانند از شبکه اجتماعی Truth استفاده کنند (+/+/+).

ظاهراً ترامپ – مانند سخنران‌هایی که تا مخاطب جمع نشود صحبت را آغاز نمی‌کنند – منتظر مانده تا فالوئرهای او زیاد شوند. او فقط یک بار پیامی نوشته و گفته «منتظر رئیس‌جمهور محبوب‌تان باشید.» اما پس از آن هیچ فعالیتی نداشته است.

برخی تحلیل‌گران معتقدند که همین رفتار، یکی از علت‌های رونق نگرفتن شبکه اجتماعی حقیقت است. شبکه‌ای که مشهورترین کاربر آن یعنی ترامپ، فعلاً فقط حدود ۱۴۰ هزار فالوئر دارد.

قطعاً تعداد کم کاربران Truth به عوامل متعددی بستگی دارد. اما باز هم نباید این درس را فراموش کنیم که اگر خودمان، کاربر فعال پلتفرم یا رسانهٔ خودمان نباشیم، نباید انتظار داشته باشیم دیگران رغبت جدی به آن نشان دهند. خصوصاً این‌که بسترهای جایگزینی هم وجود دارند و ما صرفاً با یک کپی ناقص روبه‌رو هستیم.

پلتفرمی شبیه توییتر

تقریباً تمام Truth از روی توییتر کپی شده است. تفاوت‌ها بسیار جزئی است. مثلاً‌ کاربران به جای Retweet کردن حرف‌های یکدیگر، آن‌ها را Retruth می‌کنند.

ظاهراً لوگوی اپلیکیشن هم شبیه لوگوی شرکتی انگلیسی از آب درآمده است؛ شرکتی به نام Trailar که پنل‌های خورشیدی را روی کامیون‌ها نصب می‌کند. در سمت راست تصویر زیر، لوگوی شبکه اجتماعی حقیقت و در سمت چپ، لوگوی شرکت Trailar را مشاهده می‌کنید.

 

شبکه اجتماعی حقیقت

گفته می‌شود آن شرکت قصد دارد به زودی از اپلیکیشن حقیقت شکایت کند.

شبکه های اجتماعی

#تکنولوژی #شبکه های اجتماعی

 

تکسترورت |‌ آيا به واژهٔ Textrovert نیاز داریم؟

همهٔ ما کسانی را می‌شناسیم که درونگرا (Introvert) یا برونگرا (Extrovert) هستند. اما با ظهور تکنولوژی‌های جدید ارتباطی و نرم‌افزارهای پیام‌رسان، دستهٔ سومی هم پیدا شده‌اند که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را در یکی از دو گروه درونگرا و برونگرا گنجاند.

این دستهٔ سوم کسانی هستند که وقتی از طریق پیام و پیامک با آن‌ها حرف می‌زنید، به سادگی حرف می‌زنند و رابطه می‌سازند. به همین علت کاملاً اجتماعی و برونگرا به نظر می‌رسند. اما وقتی از نزدیک با آن‌ها رو به رو می‌شوید، می‌بینید معذب و خجالتی هستند و تعامل فیزیکی چندان به آن‌ها انرژی نمی‌دهد.

چند سالی است که اصطلاح تکسترورت (Textrovert) برای این گروه رواج یافته است؛ کسانی که ترجیح اول‌شان نه دنیای درون و نه دنیای بیرون، بلکه دنیای گفتگوی متنی است.

آیا به چنین واژه‌ای نیاز داریم؟ آیا واژه و اصطلاح دیگری نداشته‌ایم که این ویژگی را بیان کند؟

نمی‌توان به صورت قطعی به این سوال پاسخ داد. اما می‌توان گفت Textrovert هنوز آن‌قدر فراگیر نشده است. یا به این علت که مردم نیازی به چنین واژه‌ای نداشته‌اند و یا از این رو که نمی‌دانسته‌اند چنین اصطلاحی وجود دارد.

تکسترورت را معمولاً با کتابی به همین نام می‌شناسند که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است (+). اما بررسی‌های ما نشان داد که این واژه حداقل از سال ۲۰۱۰ وجود داشته است (+).

درونگرایی | برونگرایی

وجود این شکل از ترجیحات ارتباطی و فراگیر شدن رابطه‌های دیجیتال به جای رابطه‌های فیزیکی، الگوهای رفتاری جدیدی را هم به وجود آورده که لازم است آن‌ها را بشناسیم و درک کنیم. یکی از این الگوها Ghosting است. به این معنا که کسی با شما در فضای آنلاین دوست می‌شود و بعد ناگهان شما را در همه جا بلاک کرده یا آی‌دی خودش را حذف می‌کند و ناپدید می‌شود.

در این باره می‌توانید در متمم بیشتر بخوانید:

گوستینگ (قطع ناگهانی رابطه عاطفی)

#خودشناسی #دوستی #روانشناسی #سواد دیجیتال #واژه‌ها

پریسکوپ چیست؟ | داستان ساخت پریسکوپ از جنگ جهانی اول تا گوشی‌های امروزی

این روزها در مشخصات برخی از گوشی‌های هوشمند عبارت «مجهز به دوربین پریسکوپی» را می‌بینیم.

ممکن است از خودتان پرسیده باشید که پریسکوپ چیست و در چه مواردی استفاده می‌شود؟ حتی اگر هم کارکرد پریسکوپ را از دوران مدرسه به خاطر داشته باشید، ممکن است این سوال برایتان ایجاد شود که دوربین پریسکوپی در موبایل‌ها به چه کار می‌آید و چه خاصیتی دارد؟

پریسکوپ (Persicope) که آن را در فارسی به پیرابین (دستگاهی که پیرامون را می‌بیند) ترجمه کرده‌اند تقریباً ساختاری شبیه شکل زیر دارد:

پریسکوپ چیست؟‌ شکل پریسکوپ

پیرابین یا همان پریسکوپ در ساده‌ترین شکل آن از دو آینه با زاویهٔ ۴۵ درجه استفاده می‌کند و با انعکاس پرتوها ابزاری می‌سازد که به کمک آن می‌توان اشیائی را که در اتفاع متفاوتی از چشم قرار دارد مشاهده کرد.

اگر چه ظاهراً ابزارهایی با کارکرد پریسکوپ از قرن هفدهم وجود داشته‌اند، اما می‌گویند ساخت پریسکوپ و استفادهٔ گسترده از‌ انواع پریسکوپ به جنگ جهانی اول باز می‌گردد. بروس واکر، نویسندهٔ کتاب طراحی سیستم‌های بصری، یک فصل از کتاب خود را صرفاً به پریسکوپ‌ها اختصاص داده است (+). اگر قصد تحقیق درباره پریسکوپ داشته باشید، این کتاب می‌تواند نقطهٔ شروع خوبی باشد.

او پس از شرح کاملی دربارهٔ این که پریسکوپ چگونه کار می‌کند، چنین گزارش می‌دهد که زیردریایی‌ها در جنگ جهانی اول استفاده‌کنندهٔ اصلی پریسکوپ‌ها بوده‌اند. پریسکوپ به نوعی چشم زیردریایی بوده و  پریسکوپ‌ها به سربازان داخل زیردریایی کمک می‌کرده‌اند کشتی‌ها و آرایش نیروهای دشمن را در سطح آب ببینند. چنان‌که واکر نقل می‌کند، این پریسکوپ‌ها گاهی تا ۱۲ متر بالاتر از سطح چشم (محل استقرار سرباز در زیردریایی) را رصد می‌‌کرده‌اند.

اما ایدهٔ پریسکوپ در موبایل به چه کار می‌آید؟

کسانی که در سال‌های اخیر از موبایل استفاده می‌کنند، دو خواستهٔ متعارض دارند. آن‌ها از یک سو می‌خواهند موبایل‌ها نازک‌تر و کم‌حجم‌تر (و به تبع آن سبک‌تر) شوند.

از سوی دیگر مدام انتظار دارند دوربین‌های موبایل کیفیت بهتری داشته باشند و توانایی تفکیک نقاط و قدرت زوم اپتیکال آن‌ها بیشتر شود. برای این‌کار چاره‌ای نیست جز این‌که طول دوربین بیشتر شود (هم برای این‌که تعداد و فاصلهٔ لنزها بتواند بیشتر شود و هم برای این‌که فضای بیشتری برای حرکت‌ اجزای دوربین وجود داشته باشد).

طراحی پریسکوپی توانسته به تأمین هم‌زمان این دو خواستهٔ متعارض کمک کند.

دوربین های پریسکوپی در موبایل‌های جدید بر خلاف موبایل‌های قدیمی در طول موبایل قرار گرفته‌اند و نه هم‌راستا با ضخامت آن. اما لنز در نهایت عمود بر جهت دوربین قرار می‌گیرد. بنابراین با ایده‌ای شبیه آينه پریسکوپ می‌توان مسیر نور و تصویر را ۹۰ درجه تغییر داد و تصویری را که لنز موبایل می‌بیند به سنسور دوربین رساند.

این نیاز جدید باعث شده که دوباره ما اصطلاح پریسکوپ را که سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود، بشنویم و بخوانیم.

شکل پریسکوپ

#تکنولوژی

حذف سریال پهلوانان از IMDb | در دعوای دو نفر سهم نفر سوم همیشه مشت نیست!

استفاده جمعی از ایرانیان از تکنیک «یورش به جای کوشش» بار دیگر خبرساز شده است. این بار با هجوم بخشی از کاربران ایرانی به IMDb سریال پهلوانان با امتیاز ۱۰ از ۱۰ به بهترین محصول تاریخ سینمای جهان تبدیل شد.

برخی سایت‌های ایرانی ابتدا هیجان‌زده این خبر را اعلام کردند و حتی از احتمال ترجمهٔ این سریال به انگلیسی و پخش آن از نتفلیکس سخن گفتند، برخی دیگر هم این اتفاق را نقد کردند (+/+/+/+).

در نهایت پس از مدتی IMDb رتبه‌بندی این سریال را حذف کرد و اکنون در عین این‌که سایت IMDb اعلام می‌کند چند هزار نفر به سریال رأی داده و دربارهٔ آن نظر داده‌اند، در صفحهٔ اصلی سریال، عبارت «Not Rated» را قرار داده است (+/+).

البته «هجوم ایرانی» معروف‌ترین و بزرگ‌ترین حمله به IMDb نیست. چنان‌که دارن مونی در فصل ششم کتاب «مطالعهٔ انتقادی آثار کریستوفر نولان» نقل می‌کند، بزرگ‌ترین حمله به IMDb به رقابت میان طرفداران شوالیهٔ تاریکی (Dark Knight) و پدرخوانده (Godfather) باز می‌گردد (+). بیش از یک دهه قبل، طرفداران این دو محصول وارد رقابتی سهمگین شدند و هر یک گفتند تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا محصول دیگر را در IMDb دفن کنند.

برای انجام این کار، هر گروه به فیلم مورد علاقهٔ طرف مقابل امتیاز یک از ده داد و نهایتاً هر دو گروه به هدف خود رسیدند: هر دو فیلم زیر فیلم رستگاری در شاوشنک دفن شدند! به عبارت دیگر، برندهٔ دعوا و رقابت سنگین این دو فیلم، این بود که تاج و تخت از هر دو آن‌ها گرفته شد و رستگاری در شاوشنک جای آن‌ها را گرفت.

با مرور تاریخچهٔ توسعهٔ پلتفرم‌ها به نتیجه می‌رسیم که هر پلتفرمی بعد از گذراندن مراحل اولیهٔ چرخهٔ عمر، با چالش فریبکاری‌ها و تقلب‌های کاربران روبه‌رو می‌شود و یکی از میدان‌های رقابت میان پلتفرم‌ها، توانایی تشخیص تقلب‌هاست.

اگر گوگل توانسته به عنوان موتور جستجوی قدرتمند باقی بماند، یکی از علت‌ها را باید توانایی گوگل در طراحی الگوریتم‌هایی برای مهار متقلبین دانست.

این‌که امروز Friendster بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی زمان ما نیست و حتی ممکن است شما اسمش را نشنیده باشید، علت‌های متعددی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها ناتوانی در تشخیص تقلب‌ها و اکانت‌های Fake است؛ پدیده‌ای که در زمان خودش به Fakesters شناخته می‌شد (+).

طراحان یک پلتفرم، به محض این‌که از گام‌های اولیهٔ رشد، جان سالم به در بردند، باید به روش‌های تقلب و شکسته‌شدن قواعد پلتفرم فکر کنند و برای آن چاره بیندیشند. وگرنه بعید است بتوانند برای مدت طولانی دوام بیاورند.

البته این رویدادها درس دیگری هم برای کاربران فضای دیجیتال دارد: آن‌چه در پلتفرم‌ها می‌بینیم و می‌خوانیم، لزوماً معتبرترین قضاوت نیست. بلکه قضاوتی است که «گروهی از کاربران» بر اساس انگیزه‌ها و عواملی که آن‌ها را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم، روی آن توافق کرده‌اند.

پلتفرم چیست؟ |‌ تفکر نقادانه

#سواد دیجیتال #تفکر نقاد #پلتفرمها