اهمیت سکوت را فراموش نکنیم

آرتور اشنابل پیانیست مطرح اتریشی جملهٔ جالبی دارد:

«من در نواختن نت‌ها بهتر از پیانیست‌های دیگر نیستم. سکوت و وقفهٔ بین نت‌ها، هنر من در آن‌جاست.»

این جمله را به هزار شکل می‌توان تعمیم داد. مثلاً یک نظامی می‌تواند بگوید: هنر اصلی من پیروزی در میدان جنگ نیست. بلکه در حفظ صلح و پیشگیری از وقوع جنگ است. یک نویسنده می‌تواند بگوید: هنر من آن‌ چیزهایی نیست که گفته‌ام، بلکه همهٔ آن چیزهایی است که از گفتن‌شان صرف‌نظر کرده‌ام.

سیاستمدار می‌تواند بگوید: من نه به کارهایی که کردم، بلکه به کارهایی که نکردم افتخار می‌کنم.

و مذاکره‌کننده می‌تواند بگوید: هنر من، در حرف زدن نیست. بلکه اوج هنرم در جاهایی است که سکوت می‌کنم.

اگر دوست داشته باشید، فرصت خوبی است که درس سکوت در مذاکره را در متمم بخوانید:

سکوت در مذاکره

#نقل قول #مذاکره

تکسترورت |‌ آيا به واژهٔ Textrovert نیاز داریم؟

همهٔ ما کسانی را می‌شناسیم که درونگرا (Introvert) یا برونگرا (Extrovert) هستند. اما با ظهور تکنولوژی‌های جدید ارتباطی و نرم‌افزارهای پیام‌رسان، دستهٔ سومی هم پیدا شده‌اند که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را در یکی از دو گروه درونگرا و برونگرا گنجاند.

این دستهٔ سوم کسانی هستند که وقتی از طریق پیام و پیامک با آن‌ها حرف می‌زنید، به سادگی حرف می‌زنند و رابطه می‌سازند. به همین علت کاملاً اجتماعی و برونگرا به نظر می‌رسند. اما وقتی از نزدیک با آن‌ها رو به رو می‌شوید، می‌بینید معذب و خجالتی هستند و تعامل فیزیکی چندان به آن‌ها انرژی نمی‌دهد.

چند سالی است که اصطلاح تکسترورت (Textrovert) برای این گروه رواج یافته است؛ کسانی که ترجیح اول‌شان نه دنیای درون و نه دنیای بیرون، بلکه دنیای گفتگوی متنی است.

آیا به چنین واژه‌ای نیاز داریم؟ آیا واژه و اصطلاح دیگری نداشته‌ایم که این ویژگی را بیان کند؟

نمی‌توان به صورت قطعی به این سوال پاسخ داد. اما می‌توان گفت Textrovert هنوز آن‌قدر فراگیر نشده است. یا به این علت که مردم نیازی به چنین واژه‌ای نداشته‌اند و یا از این رو که نمی‌دانسته‌اند چنین اصطلاحی وجود دارد.

تکسترورت را معمولاً با کتابی به همین نام می‌شناسند که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است (+). اما بررسی‌های ما نشان داد که این واژه حداقل از سال ۲۰۱۰ وجود داشته است (+).

درونگرایی | برونگرایی

وجود این شکل از ترجیحات ارتباطی و فراگیر شدن رابطه‌های دیجیتال به جای رابطه‌های فیزیکی، الگوهای رفتاری جدیدی را هم به وجود آورده که لازم است آن‌ها را بشناسیم و درک کنیم. یکی از این الگوها Ghosting است. به این معنا که کسی با شما در فضای آنلاین دوست می‌شود و بعد ناگهان شما را در همه جا بلاک کرده یا آی‌دی خودش را حذف می‌کند و ناپدید می‌شود.

در این باره می‌توانید در متمم بیشتر بخوانید:

گوستینگ (قطع ناگهانی رابطه عاطفی)

#خودشناسی #دوستی #روانشناسی #سواد دیجیتال #واژه‌ها

یک اختلاف‌نظر دردسرساز در روابط عاطفی

جرج الیوت در کتاب دنیل دروندا (Daniel Deronda) جملهٔ جالبی دارد:

«وجود اختلاف‌سلیقه در جوک‌ها می‌تواند منشأ تنش جدی در روابط عاطفی باشد.»

واضح است که پیام این جمله را می‌توان به چیزی فراتر از «جوک و لطیفه» تعبیر کرد: وجود نداشتن لذت‌های مشترک، نه فقط در جوک و طنز و لطیفه، بلکه در جنبه‌های مختلف لذت بردن از زندگی (از دوست و تفریح تا سبک زندگی) می‌تواند یکی از ریشه‌های شکل‌گیری تنش در رابطه عاطفی باشد.

ضمن این‌که این را هم می‌دانیم که تأکید بر اهمیت وجود اشتراک به این معنا نیست که لزوماً «همهٔ» انتخاب ترجیحات انسان‌ها مثل هم باشد.

با همهٔ این اما و اگرها به نظر می‌رسد هنگام شکل‌گیری یک رابطه عاطفی پرسیدن این سوال مناسب باشد که: «بین سبک زندگی ما چه شباهت‌هایی وجود دارد؟ چه موضوعات،‌ رفتارها و تجربه‌هایی وجود دارند که می‌توانند برای ما لذت مشترک بسازند؟»

رابطه عاطفی

اگر معنای وسیع اصطلاح «سبک زندگی» را نمی‌دانید یا به خاطر ندارید، پیشنهاد می‌کنیم درس سبک زندگی در متمم را مرور کنید:

تعریف سبک زندگی

مرور درس‌های زیر هم ممکن است برایتان مفید باشد:

پارادوکس عاطفی | حسم به تو ترکیبی از حس‌های خوب و بد است

دلزدگی در رابطه عاطفی

#نقل قول

ویژگی‌های یک نویسندهٔ حرفه‌ای

«ویژگی‌های یک نویسندهٔ درجه یک را نمی‌توان توصیف کرد؛

آن‌ها را صرفاً‌ می‌توان تجربه کرد.

اتفاقاً همین ویژگی‌های تعریف‌ناپذیر هستند که از یک فرد، نویسنده‌ای درجه یک می‌سازند.»

ویلا کتر | Willa Cather

چالش نوشتن

#نقل قول #توسعه فردی #نوشتن

سرنوشت ایستگاه فضایی بین‌المللی: خواهد سوخت

پایان برخی پروژه‌ها بسیار هیجان‌انگیز و حماسی است. اما ظاهراً ایستگاه فضایی بین‌المللی از جملهٔ این پروژه‌ها نیست.

ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) حدود بیست سال است که روزانه نزدیک به ۱۶ بار دور کرهٔ زمین می‌چرخد. این ایستگاه که با همکاری مشترک آمریکا، روسیه،‌ اتحادیه اروپا، ژاپن و کانادا ساخته و اداره شده است، از ابتدا قرار بود حدود ۱۵ سال کار کند. اما اکنون عمر آن از بیست سال گذشته و برآوردها می‌گویند که بین سال‌های ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۰ (یعنی دو برابر پیش‌بینی اولیه) به پایان عمر خود خواهد رسید.

ایستگاه بین المللی فضایی

ایستگاه بین‌المللی فضایی بیش از ۴۰۰ تن وزن دارد و برای توصیف ابعادش معمولاً آن را با طول یک زمین فوتبال مقایسه می‌کنند.

موزه‌های فضایی دنیا بر این باور بودند که پس از پایان مأموریت ISS هر کدام می‌توانند بخش‌هایی از آن را نگهداری کنند و به نمایش بگذارند. خصوصاً‌ این‌که بخش قابل‌توجهی از ISS در فضا مونتاژ شد و جدا شدن بخش‌هایی از آن و بازگرداندن آن‌ها به زمین چندان دور از ذهن نبود.

اما اکنون بر اساس آن‌چه از ناسا به گوش می‌رسد، ایستگاه بین‌المللی فضایی قرار است به شکل کنترل شده وارد جو زمین شود و بسوزد؛ همان سرنوشتی که بسیاری از اجرام آسمانی هنگام ورود به اتمسفر زمین تجربه می‌کنند (+/+/+).

البته جرم و حجم ایستگاه فضایی در حدی زیاد است که نمی‌شود انتظار داشت به شکل کامل قبل از رسیدن به سطح زمین بسوزد. بنابراین احتمالاً ناسا مانند بسیاری از پروژه‌های دیگر مسیر سقوط را به شکلی طراحی خواهد کرد که به نقطه‌ای دور در اقیانوس آرام ختم شود. نقطه‌ای که با نام نمو (NEMO) شناخته می‌شود.

اگر با نقطهٔ نمو آشنا نیستید، می‌توانید یکی از زنگ تفریح‌های متمم را که به این نقطه پرداخته بخوانید و ببینید:

نقطه نمو

#نجوم

اشتباه در مسیر اشتباه

«موفقیت گاهی حاصل یک گام اشتباه در یک مسیر اشتباه است.»

این حرفی است که ال برنشتاین مطرح می‌کند؛ البته با زبانی دیگر و در قالب کلماتی متفاوت (+).

گاهی در کار و زندگی چنان مسیر و مقصد خود را اشتباه انتخاب می‌کنیم که تنها بخت ما برای موفقیت این است که بر اساس یک قضاوت و تحلیل اشتباه، گامی اشتباه در آن مسیر برداریم.

به عنوان مثال، خانهٔ نامناسبی را برای خرید انتخاب می‌کنیم. اما اشتباه ما در مذاکره باعث می‌شود جلسه به هم بخورد و گرفتار آن خانه نشویم.

یا تصمیم می‌گیریم در مصاحبهٔ شغلی شرکتی که مناسب ما نیست شرکت کنیم، اما تأخیر در رسیدن به جلسه باعث می‌شود که ما را کنار بگذارند و جلسهٔ مصاحبه برگزار نشود.

یا زیر فشار مشکلات عمیق زندگی خود به دنبال یک سمینار انگیزشی می‌گردیم تا کمی حال‌مان خوب شود، اما به علت یک قضاوت اشتباه دربارهٔ سخنران، در یک سمینار علمی و معتبر شرکت می‌کنیم و راهی دورتر و دشوارتر اما اثربخش‌تر پیش روی ما قرار می‌گیرد.

گام اشتباه در مسیر اشتباه گاهی می‌تواند به اتفاق‌های خوب منجر شود، اما همیشه چنین نیست. و نگران‌کننده این است که گاهی متوجه نمی‌شویم به دست آوردن نتیجهٔ مثبت یا دور ماندن از نتیجهٔ منفی، صرفاً ناشی از اشتباه ما بوده است.

به همین علت معمولاً در تصمیم گیری توصیه می‌‌کنند که مراقب باشید «نتیجه‌های خوب» را با «تصمیم‌های خوب» اشتباه نگیرید. چنین اشتباهی می‌تواند اعتماد به نفس کاذب ایجاد کند و در بلندمدت به ما آسیب بزند.

تصمیم گیری

تصمیم درست لزوماً به نتیجه درست منتهی نمی‌شود

#تصمیم گیری #توسعه فردی

تبلیغات‌چی‌ها | وقتی ژیلت به دستگاه دروغ سنج متوسل می‌شود

فعالان صنعت تبلیغات معمولاً علاقه دارند نام‌شان با واژهٔ خلاقیت گره بخورد. این آرزو چندان هم بی‌ربط نیست و همهٔ ما نمونه‌هایی از کاربرد خلاقیت در تبلیغات را دیده‌ایم و به خاطر داریم.

اما برخی از تبلیغات‌چی‌ها را با ویژگی دیگری هم می‌توان شناخت: حرص در متوسل شدن به هر ابزار مربوط و نامربوط برای ترغیب یا فریب مشتری.

یکی از نمونه‌های کلاسیک در این مورد، تبلیغ ژیلت با تکیه بر دستگاه دروغ سنج است.

در نیمهٔ اول قرن بیستم، زمانی که ویلیام مولتون مارستون یکی از نخستین دستگا‌های دروغ سنج را ساخت، ایدهٔ جالبی به ذهنش رسید. او با خود گفت: برای این‌که بگوییم ژیلت بهتر از تیغ‌های رقیب است، نمی‌توانیم به گفته‌های مردان استناد کنیم. آن‌ها بر قضاوت‌های ذهنی و عادت‌های رفتاری خود تکیه می‌کنند و فرضاً اگر کسی سال‌ها از بیک استفاده کرده باشد، این عادت باعث می‌شود که نتواند بهتر بودن تیغ ژیلت را بپذیرد.

مارستون پروژه‌ای را طراحی کرد که هم‌زمان بتواند به شهرت خودش، شهرت دستگاه دروغ سنج و البته فروش ژیلت کمک کند. او از مردان می‌خواست که با تیغ ژیلت و تیغ‌های دیگر اصلاح کنند و هم‌زمان نشانه‌های بیولوژیک هیجانات آن‌ها را با دستگاه دروغ سنج خود ثبت می‌کرد.

او نهایتاً گزارش داد که: مردان هنگام اصلاح با ژیلت «حال» بهتری دارند!

برای دیدن نسخهٔ‌ با کیفیت آگهی ژیلت می‌توانید روی تصویر کلیک کنید:

دستگاه دروغ سنج و تیغ ژیلت

ایدهٔ مارستون واقعاً سر و صدا کرد و جامعهٔ آمریکا به آن توجه کردند.

ما نمی‌دانیم مارستون در‌ آن زمان چقدر به ایده‌اش باور داشت. اما این را مطمئن هستیم که ژیلت حرف‌های مارستون را باور کرده‌ بود. چون بعداً برای اثبات ادعای بهتر بودن تیغ‌هایش از جان لارسون (John Larson) خواست همان آزمایش را تکرار کند.

لارسون هر چه تلاش کرد نتوانست نتایج مارستون را به دست بیاورد و برتری تیغ ژیلت (و اساساً تفاوت استفاده از تیغ‌های مختلف در دستگاه دروغ سنج)‌ را ثابت کند. مارستون که نمی‌خواست شهرت خودش و دستگاهش آسیب ببیند از لارسون خواست در ازاء دریافت بخشی از ۳۰۰۰۰ دلار دستمزد پروژهٔ قبلی، نتایج آزمایش را دستکاری کند و بگوید که به همان نتایج مارستون رسیده است (+).

لو رفتن این پیشنهاد باعث شد مارستون و دستگاه دروغ سنج او از مرکز توجه خارج شوند و او به سراغ کار دیگری رفت. کاری که شهرت بیشتری برایش به ارمغان آورد: نوشتن داستان‌ زن شگفت انگیز یا واندر وومن. شخصیتی که در کنار بتمن و سوپرمن به یکی از ابرقهرمان‌های سه‌گانهٔ دی سی کامیکس تبدیل شد.

دو مطلب پیشنهادی از متمم و پاسخ‌نامه:

ویلیام مولتون مارستون کیست؟

تست دیسک (آیا تست دیسک بر اساس کتاب مارستون طراحی شده؟)

#تبلیغات

پریسکوپ | از جنگ جهانی اول تا گوشی‌های امروزی

این روزها در مشخصات برخی از گوشی‌های هوشمند عبارت «مجهز به دوربین پریسکوپی» را می‌بینیم.

ممکن است از خودتان پرسیده باشید که پریسکوپ چیست؟ حتی اگر هم کارکرد پریسکوپ را از دوران مدرسه به خاطر داشته باشید، ممکن است این سوال برایتان ایجاد شود که دوربین پریسکوپی به چه کار می‌آید و چه خاصیتی دارد؟

پریسکوپ (Persicope) که آن را در فارسی به پیرابین (دستگاهی که پیرامون را می‌بیند) ترجمه کرده‌اند تقریباً ساختاری شبیه شکل زیر دارد:

پریسکوپ

پریسکوپ در ساده‌ترین شکل آن از دو آینه با زاویهٔ ۴۵ درجه استفاده می‌کند و با انعکاس پرتوها ابزاری می‌سازد که به کمک آن می‌توان اشیائی را که در اتفاع متفاوتی از چشم قرار دارد مشاهده کرد.

اگر چه ظاهراً ابزارهایی با کارکرد پریسکوپ از قرن هفدهم وجود داشته‌اند، اما می‌گویند استفادهٔ گسترده از‌ آن‌ها به جنگ جهانی اول باز می‌گردد. بروس واکر، نویسندهٔ کتاب طراحی سیستم‌های بصری، یک فصل از کتاب خود را صرفاً به پریسکوپ‌ها اختصاص داده است (+).

او چنین گزارش می‌دهد که زیردریایی‌ها در جنگ جهانی اول استفاده‌کنندهٔ اصلی پریسکوپ‌ها بوده‌اند. پریسکوپ‌ها به سربازان داخل زیردریایی کمک می‌کرده‌اند کشتی‌ها و آرایش نیروهای دشمن را در سطح آب ببینند. چنان‌که واکر نقل می‌کند، این پریسکوپ‌ها گاهی تا ۱۲ متر بالاتر از سطح چشم (محل استقرار سرباز در زیردریایی) را رصد می‌‌کرده‌اند.

اما ایدهٔ پریسکوپ در موبایل به چه کار می‌آید؟

کسانی که در سال‌های اخیر از موبایل استفاده می‌کنند، دو خواستهٔ متعارض دارند. آن‌ها از یک سو می‌خواهند موبایل‌ها نازک‌تر و کم‌حجم‌تر (و به تبع آن سبک‌تر) شوند.

از سوی دیگر مدام انتظار دارند دوربین‌های موبایل کیفیت بهتری داشته باشند و توانایی تفکیک نقاط و قدرت زوم اپتیکال آن‌ها بیشتر شود. برای این‌کار چاره‌ای نیست جز این‌که طول دوربین بیشتر شود (هم برای این‌که تعداد و فاصلهٔ لنزها بتواند بیشتر شود و هم برای این‌که فضای بیشتری برای حرکت‌ اجزای دوربین وجود داشته باشد).

طراحی پریسکوپی توانسته به تأمین هم‌زمان این دو خواستهٔ متعارض کمک کند.

دوربین‌ها در موبایل‌های جدید بر خلاف موبایل‌های قدیمی در طول موبایل قرار گرفته‌اند و نه هم‌راستا با ضخامت آن. اما لنز در نهایت عمود بر جهت دوربین قرار می‌گیرد. بنابراین با ایده‌ای شبیه پریسکوپ می‌توان مسیر نور و تصویر را ۹۰ درجه تغییر داد و تصویری را که لنز موبایل می‌بیند به سنسور دوربین رساند.

این نیاز جدید باعث شده که دوباره ما اصطلاح پریسکوپ را که سال‌ها به فراموشی سپرده شده بود، بشنویم و بخوانیم.

دوربین پریسکوپی گوشی هوشمند

#تکنولوژی

آنفولانزای اسپانیایی | آنفولانزایی که اسپانیایی نبود

رواج بیماری کرونا در دنیا، بار دیگر بخشی از تاریخ را برای ما زنده کرد: آنفولانزای اسپانیایی در اوایل قرن بیستم و میلیون‌ها نفر که قربانی آن شدند.

البته این آنفولانزا از اسپانیا آغاز نشد. بلکه قبل از اسپانیا کشورهای متعددی گرفتار آن شدند. اما به علت این‌که درگیر جنگ بودند، ترجیح می‌دادند این خبر را سرّی نگه دارند و افشا نکنند تا فضای جنگ از آن تأثیر نگیرد.

اسپانیا به علت این‌که درگیر جنگ نبود، نخستین کشوری بود که این همه‌گیری را گزارش داد و همین باعث شد که آن بیماری، آنفولانزای اسپانیایی نام بگیرد (+).

آنفولانزای اسپانیایی، جدا از همهٔ آموخته‌های حوزهٔ سلامت، در مدیریت هم درس مهمی دارد: «جنگ و قدرت‌طلبی سیاستمداران، سلامت مردم را از اولویت خارج می‌کند.»

آنفولانزای اسپانیایی

عکس مربوط به سال ۱۹۱۸ در شیکاگو آمریکاست (منبع عکس).

مطلب پیشنهادی از متمم (از مجموعهٔ زنگ تفریح):

موزه کرونا

#تاریخ #کرونا #سیاست

عادت سحرخیزی | این روزها به اندازهٔ قبل طرفدار ندارد

«سحرخیز باش تا کامروا باشی»

ضرب‌المثلی که هنوز هم گفته و شنیده می‌شود. برخی از کتاب‌های مدیریت زمان و بهره وری هم چنین توصیه‌ای را تکرار می‌کنند و خوانندگان نیز از کتاب‌هایی مثل «باشگاه پنج صبحی‌ها» استقبال می‌کنند.

هنری دیوید ثورو هم در بخشی از یادداشت‌های خود (Journals) که در ماه ژوئن سال ۱۸۵۰ نوشته شده، این توصیه را در قالب تصویری جالب  ترسیم کرده است:

«عادت سحرخیزی را در خود پرورش بده و تثبیت کن. کار پخته‌ای نیست که انسان برای مدت طولانی سر خود را هم‌‌ارتفاع پای خود قرار دهد.»

در این‌که خواب زیاد و افراطی می‌تواند مصداق تنبلی و حتی نشانهٔ بیماری و افسردگی باشد بحثی نیست. اما به نظر می‌رسد که توصیهٔ افراطی به کم‌خوابی و نیز اصرار بر زود بیدار شدن، برای همه‌کس و در همه‌جا صحیح نیست.

امروزه هم با اثرات و مضرات بی‌خوابی بیشتر آشنا شده‌ایم و هم می‌دانیم که قرار نیست همه روزها کار کنند و شب‌ها بخوابند. شاید این نوع توصیه‌های بی‌قید و شرط، بیشتر مربوط به دورانی باشند که کارهای فیزیکی، صنعتی و کشاورزی، بخش بزرگی از زمان انسان‌ها را به خود اختصاص می‌داد.

سبک زندگی

دو درس زیر هم در متمم به نوعی مکمل این بحث محسوب می‌شوند:

عوارض کم خوابی

آدم صبح هستید یا آدم شب؟

#سلامت #سبک زندگی